تبليغاتX
حرفهای شنیدنی

جک + اس ام اس _(نظر تو ) = بستن وبلاگ

به نام تو

اول اینکه از صدف می خوام معذرت بخوام چون من فقط از محمد خواستم مثل تو محدودیت  هامو ور دازه ولی نه تنها محدودیت هامو ور نداشت بلکه تو رو هم پاک کرد .. من هم غزال جون محمد نیستم و هر سری که واسه هم اف میگذاریم (هر سه ماه یکبار) جز غرغر چیزی نیست

حالا بیخیال اینم پست امروز ولی محمد خان خیلی بی مرامی که این همه مدت پست ندادی

خیلی دلم میخواد تو رو یه جای خلوت گیر
بیارم که خوابیده باشی منم بیام بخوابم روی
تو و هر جای تو رو که دلم خواست بخورم
.
.
.
قربانت : پشه!!!

 

ببخشید ؛ از شرکت میهن مزاحمتون میشم
می خواستم بگم عکس روی جلد شیشه
شیر قدیمی شده عکس جدید بفرستید.
با تشکر.....

########
########
میدونی اینا چیه؟
حسار های بین من و توئه!!!
کاش میشد بیارمت پیش خودم ولی به من
گفتن :جای بز تو خونه نیست

 

ترکه میره زیر دریا ، کوسه بهش میگه :
تو همون ترک معرفه ای؟
یارو میگه:تو دیگه از کجا فهمیدی؟! میگه:
آخه ،اون کپسول پشتت مال آتش نشانی!

 

زن : بسه دیگه ؛ بیار بیرون
مرد: نه ؛ هنوز نه
زن: ول کن ؛ زخم شد
مرد: اه ؛ بذار کارم رو بکنم
زن: خجالت بکش ؛
یه ربع دست کردی تو دماغت!!!

یارو از تاكسی پیاده میشه درو محكم می بنده می گه Pedar Sag خودتی. راننده می گه من كه چیزی نگفتم. یارو می گه بعدا كه می گی

 

 مزیتهای شیر مادر

۱ -قابل استفاده برای تمام سنین ! ۲- بسته بندی جذاب ۳ - دسترسی آسان ! ۴ - یکی بخر دوتا ببر !



- مراتب ازدواج: 1- آزمایشگاه 2- آرایشگاه 3- مال***ش****گاه 4- لایشگاه 5- گا****یشگاه 6- زایشگاه 7- آسایشگاه


- یارو میره آنتالیا میپرسن چطور بود؟ میگه قدیما لباس خانمها 2 تیکه بود الان شده سه تیکه میگن چجوری؟ الان شده کلاه ،عینک ، دمپایی

 قزوینیه شب زف**اف :

عزیزم حرفای س***س***ی بگو ، زن: س***ی***نه مو نیگاه مرد : اه بابا حرفهای تح***ری***ک کننده بزن . زن: لاپ***ام**و نیگاه کن ، مرد: چرا ک*****س ش***ع**ر میگی از ک****و*****ن بابات تعریف کن.

ترکه سفره دلشو واسه دوستش باز می کنه، توش پر از نون بربری بوده!

به ترکه می گن چرا درس می خونی؟ می گه درس می خونم تا دکتر بشم، مطب یزنم، پول دربیارم، برم نیسان بخرم، باهاش کار کنم!

یه رشتی به زنش میگه خدا وکیلی تا حالا غیر از من کسی کنارت خوابیده میگه نه فقط تو خوابیدی بقیه تا صبح بیدار بودند.!!!!!!

-پسر : میتونم نرم افزارتون رو ل**م**س کنم؟

دختر: اول سخت افزار تو نشون بده

پسر: باید رو سیستم تون نصبش کنم

دختر :اول آنتی ویروس بذار روش بعد نصبش کن!!!!!!!!!!!

 

!! نوشته شده توسط غزال | 4 PM | شنبه هجدهم مهر 1388

چند تا جوک مخلوط با سس اضافه (مبلغشم میشه چند تا نظر ناقابل )

به نام تو


سال کنکوره جک اول رو کنکوری گذاشتم خوش باشید

جواب کنکور میاد ترکه رتبش رادیکالی در اومده بوده

به ترکه میگن: یه میوه خوشمزه، آبدار و شیرین نام ببر. میگه: خیار! بهش میگن: خیار کجاش آبدار و شیرینه؟ ترکه میگه: شما اونو با چایی شیرین بخور، نظرت عوض میشه

در پی قطعی برق در اردبیل جمعی از هموطنانمان ساعتها روی پله برقی ماندند و به رای گیری نرسیدند !!!

برای اینکه زیباترین عروس سال شوید ....
.
.
.
اعتماد به نفست منو کشته ! فکر میکنی شوهر گیرت میاد ، عروس میشی !!؟؟
 

ترکه میره نون سنگک بگیره ، نانوا میگه اینجا چه کار میکنی !؟
میگه تو ترکم !!!

ترکه در خونشو رنگ می کنه بچه هاش گم میشن!

دلداری ترک به دوست دخترش : مهم نیست که قشنگ نیستی ! قشنگ اینه که مهم نیستی

مردی می ره پیش کشیش تا اعتراف کنه. می گه: من در زمان جنگ جهانی دوم به یک مرد در خانه خودم پناه دادم. 
کشیش می گه: خوب این که گناه نیست! 
مرد می گه: ولی من بهش گفتم برای هر یک هفته ای که در خانه من بمونه باید 5 دلار بپردازه. 
کشیش می گه: درسته که کارت خوب نبوده، ولی تو با نیت خوبی این کار رو انجام دادی. 
مرد می گه: اوه! متشکرم! خیالم راحت شد. فقط یه سوال دیگه… 
کشیش می گه: بگو فرزندم. 
مرد می گه: آیا باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟

یارو میره خواستگاری، از دختره خوشش نمیاد، به بابای عروس میگه: ما میریم یه دور میزنیم، بر می‌گردیم !

از لره می پرسن آرزوت چیه؟ میگه: دکتربشم از اتاق عمل بیام بیرون بگم: متاسفم

آبادانیه میره تو یه کتابفروشی …. میگه : وولک پوستر مو رو داری ؟ ……….. کتابفروش میگه : نه …….. آبادانیه می گه : وی ی ی تو هم تموم کردی ؟!!!

به بزه می گن چرا زنگولت صدا نمی کنه؟ می گه گذاشتمش رو ویبره!

اصفهانیه آب معدنی می خره، به زنش می گه حاج خانم آب بریز توش، این خیلی غلیظه!

ضرب المثلهای به روز شده:1-سرش بو پیتزا سبزیجات میده .2- آنتی بیوتیک بعد از مرگ سهراب.3-پرادو سواری دولا دولا نمیشه .4-پاتو از پارکتت درازتر نکن. 5- هری پاتر آخرش خوشه

!! نوشته شده توسط غزال | 10 PM | دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388

مرگ مشکوک راس ساعت 11

به نام تو

 

چند وقتی بود در بخش مراقبت های ویژه یک بیمارستان معروف، بیماران یک تخت به خصوص در حدود ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه جان می سپردند و این موضوع ربطی به نوع بیماری و شدت و ضعف مرض آنان نداشت. این مسئله باعث شگفتی پزشکان آن بخش شده بود، به طوری که بعضی آن را با مسائل ماورای طبیعی و بعضی دیگر با خرافات و ارواح و اجنه و موارد دیگر در ارتباط می دانستند. کسی قادر به حل این مسئله نبود. که چرا بیمار آن تخت درست در ساعت ۱۱ صبح روزهای یکشنبه می مرد. به همین دلیل گروهی از پزشکان متخصص بین المللی برای بررسی موضوع تشکیل جلسه دادند و پس از ساعت ها بحث و تبادل نظر بالاخره تصمیم بر این شد که در اولین یکشنبه ماه، چند دقیقه قبل از ساعت ۱۱ در محل مذکور برای مشاهده این پدیده عجیب و غریب حاضر شوند. در محل و ساعت موعود، بعضی صلیب کوچکی در دست گرفته و در حال دعا بودند، بعضی دوربین فیلمبرداری با خود آورده و... دو دقیقه به ساعت ۱۱ مانده بود که « پوکی جانسون » نظافتچی پاره وقت روزهای یکشنبه وارد اتاق شد. دوشاخه برق دستگاه حفظ حیات ( Life support system ) را از پریز برق درآورد و دوشاخه جاروبرقی خود را به پریز زد و مشغول کار شد!

!! نوشته شده توسط غزال | 10 PM | جمعه بیستم شهریور 1388

من که می دونم منظورش چی بود

به نام تو

 

شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید.
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد. آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه.
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم.

یکشنبه: امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه.
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.

دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.

سه شنبه: امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه.
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هرطور شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه: امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشيد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه.

پنج شنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.

جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظ

شنبه: همون لحظه که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هرکجا می رفتم اونو می دیدم. یکبار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کردو گفت: ببخشید.
من که میدونم منظورش چی بود. تازه ساعت 5/9 هم که داشتم بورد رو میخوندم اومد پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد. آره دقیقا می دونم منظورش چیه. اون میخواد زن من بشه.
بچه ها میگفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم.

یکشنبه: امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم. موقع رفتن تو سرویس یه خانومی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن ومی خندیدن. تازه به من گفت ببخشید آقا میشه شیشه پنجرتونو ببندین. من که میدونم منظورش چی بود. اسمش رو میدونستم اسمش نرگسه.
مثل روز معلوم بود که با این خنده هاش میخواد دل منو نرم کنه که بگیرمش. راستیتش منم از اون بدم نمیاد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم.

دوشنبه: امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم. بعد از کلاس مینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود. حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه. راستیتش منم ازش بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم.

سه شنبه: امروز اصلا روز خوبی نبود. نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی ازم پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست؟ من که میدونستم منظورش چی بود. ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی بود احتمالا استقلالیه.
وقتی جریان رو به دوستم گفتم به من گفت: ای بابا! بدبخت منظوری نداشته. ولی من میدونم رفیقم به ارتباط بالای من با دخترا حسودیش میشه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هرطور شده با این یکی هم ازدواج می کنم.

چهارشنبه: امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند. یکی از دخترای اردو از من پرسید ببخشيد آقا! دانشکده پرستاری کجاست؟ من که می دونستم منظورش چیه. اما تو کار درستی خودم موندم که چطور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده. حیف اسمش رو نفهمیدم. راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هرطور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم. طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه.

پنج شنبه: یکی از دوستای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد. من که میدونستم منظورش از این نوشابه خریدن چیه. میخواد که من بی خیال مینا بشم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.

جمعه: امروز صبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم. عجب شکوه و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که... مادرم یکهو از خواب بیدارم کرد و گفت که برم چند تا نون بگیرم. وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانومی ازمن پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه؟
من که میدونم منظورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد.

شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم.
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود...

ورش چی بود اما عمرا اگه باهاش ازدواج کنم. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد زیاد خوشم نمی آد.

شنبه: امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اومدم که راه بیفتم که مادرم گفت: نمی خواد بری دانشگاه. امروز نوار مغزت آماده است برو از بیمارستان بگیر. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم میگن من مشکل روانی دارم.
وقتی به بیمارستان رسیدم از خانوم مسئول آزمایشگاه جواب نوار مغزم رو خواستم. به من گفت آقا لطفا چند دقیقه صبر کنید. من که میدونستم منظورش چی بود...

!! نوشته شده توسط غزال | 10 PM | جمعه بیستم شهریور 1388

اینم پست!!!!!

دوباره زدم تو خط جوک لری خدایی ته جوکه:

نبرد رستم و لر:

چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران

پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!

نصیحت پدرانه یک لر به بچه در شب امتحان :

امشو بشین به گهی بخور ، تا فردا یه انی بشی ! تا توی یه طویله ای رات بدن !!!

یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره

صرف فعل نشستن به گویش لری:

مو بنیشم

تونم بنیشی

اونم بنیشه

ما که بنیشیم

شمام که بنیشید

دیه جا نی اونا بنیشن!!!

مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن

به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته

لره از کنار جن رد میشه...جن میگه بسم الله این دیگه کی بود

به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، ‌تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!

لره ماری تو شیشه الکل دید گفت: حونش خروی بی کیه که ترشی مار محره؟!!

لین دوره المپیک لرها معروف به لرمپیک آغاز شد: 1-شنا با مانع 2-کشتی با اسب 3-پرش روی نیزه 4-شیرجه رو چمن 5-اسب سواری با الاغ 6-پرتاب اسب با نیزه 7-واترپلو با خورشت قیمه 8-اسکی روی میخ 9-گاو بازی با شتر 10-پرش از چاه 11-پینگ پنگ ساحلی 12-شنای قورباقه از پهلو

هدف از آفرینش لرها : ۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات ۲- ایجاد شادی بین انسانها ۳- روحیه دادن به ترکها !!

قورنجه چیست:

حرکتی است تهاجمی از سوی زنان"لر" که درآن زن  مهاجم با چرخاندن 90 درجه ای 2  انگشت بر روی بدن مرد او را از پا در می آورد

مر چیست: حالتی است بالاتر از مستی که با نوشیدن یک لیوان دوغ خس به لرها دست می دهد.

پاسخ اپراتور موبایل در مرکز بروجرد هنگامی که مشترک در دسترس نیست: ًْمشترک مورد نظرنیسا. نه که نیسا. هسا. دم دست نیسا

دو دسماله چیست؟ -حرکتیست هلیکوپتری و غرور آفرین  توسط جلف ترین فرد لر.

خرسه تو جنگل گذاشت دنبال لره

لره رفت بالای درخت

خرس گفت : بیا دامون ایخام بخورمت،

لرگفت : تونم لری؟

خرسه گفت:

ایما حیوونا کلآ لریم فقط خر ترکة !

شدیدترین شکنجه لرچیست؟?بستن آن به درخت وکنارش سازودهل زدن.!.؟

حافظ ودخترلر:گفتم غم تودارم /گفتاسی چى برارم /گفتاکةماه من شو /گفتابوات درارم/گفتم زمهرورزان رسم وفابیاموز /گفتابالنک کاله چشیات درمیارم

تو مراسم ختم لره بلندگو میگه : مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین . یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم

یک لر بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت

یک شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن

 جون مادرتون نظر بدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید.

bad boy.

!! نوشته شده توسط محمد | 1 PM | یکشنبه پانزدهم شهریور 1388

چه عجب

.چه عجب محمد پست داد اگه پای کلی باشه منم هی پست میدم

ولی وبلاگ و نکن کل کل از محتوا میوفته

اینم ماله امروز

1 ترکه باشگاه رقض می زنه ضرر می کنه چون به هر کی می رقصیده شاباش می داده

زندگی گل سرخی است که گلبرگهايش خيالی وخارهايش واقعی است...


۳. به تركه ميگن چرا ريش نداری ميگه به مامانم رفتم!


۴. تركه ميره ماشينشو بيمه كنه، آقاهه بهش ميگه ايشالا هيچوقت از بيمه‌تون استفاده نكنيد، تركه هم ميگه ايشالا تو هم از اين پوله خير نبينی!


۵. عزیز دلم اگه تموم دنیا جمع بشن و بخوان تو رو از من بگیرن میگم : چرا زحمت کشیدین خودم می اوردمش!!!


۶.شعر یک ترک برای دوست دخترش :

صبح که در پنچره مون وا میشه
عصر که در پنجره مون وا میشه
شب که در پنجره مون وا میشه
وای که چه قدر پنجره مون وا میشه


۷. بوس
.
.
.
.
.
.
.
اس ام اسی نداشتم ، چون که دوستت می داشتم ، یه بوس برات گذاشتم .


۸. این اس ام اس جهت بالا بردن کلاس شما در جمع است ، بعد از خواندن الکی بخند !!


۹. ترکه پنج شنبه میره داروخونه نوار بهداشتی بخره ، فروشنده یه منچ هم بهش میده میگه : شب جمعه ات که ریده شد توش ، حداقل بشین منچ بازی کن !!


۱۰. عزیزم

خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی
خیلی

خیلی دلم درد می کنه !


۱۱.خداوند دید زن گرسنه است نان را آفرید ، دید تشنه است آب را آفرید ، دید در تاریکی است نور را آفرید، دید هیچ مشکل دیگه ای نداره مرد را آفرید !!!


۱۲. شرکت گاز از مشترکین تلفن همراه درخواست کرد از فرستادن اس ام اس های خنک جداْ خودداری کنند تا در مصرف گاز صرفه جویی شود !


۱۳.ترکه توی جبهه بی سیم چی بوده زنگ میزنه میگه : آقا ۵ تا عراقی دستگیر کردم بیایید ببرید ! میگن : چرا خودت نمیاری؟ میگه : نه شما بیایید اینا نمیزارن که من بیام !


۱۴. شماره حساب دلم رو میدم تا هرچی غم داری بریزی توی حسابم !


۱۵. ما آدمها بیشترین پولها رو واسه خرید لباس می دیم ، ولی بیشترین لذت رو بدون لباس می بریم !


۱۶. اگه یه روز چشمات پر از اشک شد و نیاز به شونه ی کسی داشتی ، اصلاْ رو شونه ی من حساب نکن چون شونه هم مثل مسواک یه چیز شخصیه !!!


۱۷. طرح قهوه ای ایرانسل :

با شرکت در این طرح و پرداخت ۱۰۰ هزار تومان ، هر گهی که می خواهید بخورید !!


۱۸. میدونی فرق تو با موهات چیه ؟
.
.
.
.
.
.
اونا رو میشه اصلاح کرد ولی تو رو هرگز ...


۱۹.

ایرانسل : مشترک گرامی موجودی حساب شما رو به پایان نیست ، ولی خفمون کردی ، چه قدر اس ام اس میدی ؟! چه غلطی کردیم تو رو وارد طرح قرمز کردیم ؟


۲۰. میدونی هر بار که پلک میزنی من نفس می کشم ؟ پس به کسی خیره نشو چون من خفه میشم!


!! نوشته شده توسط غزال | 4 PM | یکشنبه هشتم شهریور 1388

ایولاااااااااااااااااااااا

بازم سلام .

این دفعه یک ذره زود اومدم ولی مهم نیست دفعه بعد جبران میکنمدلیل زود اومدنم این پستای غزاله که واقعا جالبه منم گفتم برای اینکه کم نیاورده باشم بیام چندتا جک بگم:

لره شب عروسی به پسرش میگه:  پسرم سفت ترین جای بدنتو بکن جایی که  

دخترا میشاشن صبح میبینه: کله پسره تو چاه فاضلاب گیر کرده.

 

 لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده.

لره دلو میزنه به دریا، غرق میشه 

 

به لره میگن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه 

 

 از لره می‌پرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟

 

به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خایه داشته باشه 

 

لره میره بدنسازی، مربیه میگه: هفته اول بدن درد داری، ترکه میگه: پس من از هفته  

دوم میام.

 

لره باباش آتیش می‌گیره، جو می‌گیردش، از رو باباش می‌پره.

 

به یه لره میگن: دو دو تا؟ میگه: پس چند تا؟

 

به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال   بزن: میگه: نردبون

 

از لره میپرسن به 5 تا دختر که رو یه میله نشسته ان چی میگن؟ میگه: یه سیخ جیگر 

 

لره ریش بزی میزاره. دچار بحران شخصیتی میشه 

 

لره ریش بزی میزاره. دچار بحران شخصیتی میشه 

لره فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه 

 

یه روز یه لره می افتد توی چاه میگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود 

 

یه روز یه لره شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک.

 

لره میگوزه .بچه هاش میزنن زیر خنده. در حالی که اشک تو چشماش جمع میشه  

میگه: خدایا این شادیو از بچه هام نگیر

 

امید وارم خوشتون اومده باشه  راستی اینجا که لر نداریم ایشالانه خدایی لرا بچه های باحالین فقط وقتی که شعور تقسیم میکردننماینده لرا یبس بوده تو توالت گیر کرده بعد نماینده ترکا هم رفته نجاتش بده.

اقا من میخوام یه کلکل تو وبلاگم را بندازم هرکی پایس بسم الله.

bad boy .

!! نوشته شده توسط محمد | 12 PM | یکشنبه هشتم شهریور 1388

امتحان دامادی

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

!! نوشته شده توسط غزال | 9 PM | جمعه ششم شهریور 1388

مرکز خرید شوهر

در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتند و شوهری برای خود می گرفتند.
شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگر نمی توانست به طبقه قبل برگردد.

روزی دو دختر به این مرکز خرید رفتند. در طبقه اول نوشته بود این مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببینم که بالاتری ها چی دارند؟

در طبقه دوم نوشته بود این مردان شغل خوب با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند. دختر گفت هوم م م طبقه بالاتر چه جوریه؟

طبقه سوم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ای زیبا و درکارهای خانه هم کمک می کنند. دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا تر ببینیم چه خبره؟

طبقه چهارم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی، چهره ای زیبا، در کارهای خانه به همسر خود کمک می کنند و هدفی عالی در زندگی دارند. دختر: وای چه قدر خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه اخر باشه؟ پس رفتند به طبقه پنجم.

طبقه پنجم: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند. از اینکه به مرکز ما آمدید متشکریم روز خوبی را برای شما آرزو می کنیم.

!! نوشته شده توسط غزال | 9 PM | جمعه ششم شهریور 1388

آموزش ضایع کردن دختر ها در جمع

به نام خدا

سلام

طبق معمول جناب مدیر سایت فشار اعمال کردند که پست های خشمگینانه ام رو بردارم منم پاکش کردم و کماکان به کار خودم ادامه می دم در مورد منبع هم برای فرار از عذاب وجدان باید بگم خیلی از مطلب هارو از سایت سمپادی ها بر می دارم و از هر چی سمپادی که خواننده ی این وبلاگه معذرت می خوام

 – با عصبانیت برین جلوش و تو چشاش زل بزنین و بگین چیه به من خیره شدی؟ چیزی می خوای؟

به غیر از من کس دیگه هم اینجا هست که بتونی نگاش کنی .
همش خیره شدی به من که چی بشه ؟
حالا اینا به کنار ، چرا چشمک می زنی؟

چرا آبرو هاتو واسه من بالا و پایین می کنی؟ خجالت بکش ، شرم کن.
نکنه در موردم
فکر و خیال کنی من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم
و قصد ازدواج مجدد هم ندارم . چه معنی داره یه دختر
به یه پسر چشمک بزنه.

2 - اگه دیدین دختر با عجله داره راه می ره و یا اگه موردی به طورتون خورد که دختری می دوید .

شما از پشت سر دنبالش کنین و بگین آی دزد آی دزد بگیرینش دارو
ندارم رو برد .
اگه دختر وایساد و شما رو نگاه کرد بازم داد بزنین که: دزد همینیه که ایستاده اگه دختر ترسید و پا به فرار گذاشت ،
خوش به حالتون می تونین یه تعقیب و گریز حسابی راه بندازین و حالشو ببرین .
ولی اگه ایستاد و فرار نکرد برای این که ضایع نشین به دویدن ادامه بدین و بازم داد بزنین که : آی دزد آی دزد

3 - توی تاکسی اگه کنارت یه دختر نشسته وقتی که خواستین پیاده بشین

بهش بگین مگه نمیای ؟
اون هاج و واج شما رو نگاه می کنه . بهش فرصت ندین و بگین : چه زود جا زدی؟
بعدش در تاکسی رو ببندین و برین. و مابقی ماجرا رو به افراد حاضر در تاکسی واگذار کنین.

4 - توی پارک با عجله برین کنارش بشینین و بگین معذرت می خوام
که دیر کردم .خب چکارم داشتی که گفتی بیام اینجا؟

بهتره یه جایی باشه که چند نفری حضور داشته باشن .
معلومه که اون انکار می کنه .
بعدش نوبت شماست فوری بگین مگه تو نگفتی بیا اینجا این رنگ لباسمه این رنگ روسریمه ؟
باز هم اون انکار می کنه . شما این طوری ادامه بدین .
خب اگه از اینای که اینجا نشستن خجالت می کشی بریم یه جای خلوت .

مطمئنم اون داغ می کنه . بعدش شما با عصبانیت بلند شین و
یه کاغذ جلوش بندازین و بگین سرکار گذاشتی منو ؟

بیا اینم شماره ای که دادی . دیگه به من زنگ نزن وگر نه
می دمت دست پلیس. بعدش ول کنین برین.

5 - توی جمع یه سی دی بهش بدین .
بگین خیلی باحال بود دستت درد نکنه .
بازم از اینا داری قیمتش هرچقدر باشه قبوله.
اون مردم دور و بر رو نگاه می کنه و میگه عوضی گرفتی آقا .
شما هم طوری وانمود کنین که انگار حواستون نبوده
که توی جمع هستین و ازش معذرت بخواین و برین سرت جاتون بشینین.

6 - مثل معتادها خودتون رو به موش مردگی بزنین و برین جلو
و به لهجه معتادی

بگین خانم دشتم به دامنت
از او چیزا که دیلوز بهم دادین بازم هملاتون هشت؟

دالم می میلم از خمالی به جون تو. هر چی منتظل موندم
نیومدین خیلی شانش آولدم که اینجا پیداتون کلدم .
بیا اینم پولش . اون سرخ و سفید می شه و انکار می کنه
. ولی شما ول کن نشین و هی پیله کنین .
طبق معمول اون انکار می کنه .
شما بگین : خانم من شبا لوی زغال می خوابم
من به اندازه کافی چلکی وسیاه هستم
خواهشا تو یکی دیگه منو شیاه نکن . و ...
نویسنده مطلب هیچ گونه تعهدی در عواقب آن ندارد.
 پوزخنددوستان عزیز معذرت خجالت کشیدن

!! نوشته شده توسط غزال | 9 AM | چهارشنبه چهارم شهریور 1388

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس