تبليغاتX
حرفهای شنیدنی

هیچ میدونید؟

هیچ میدونید کف پای هر فرد اندازه ساعد دستشه

 

"         "     داریوش کبیر زمانی حکم ران جهان بوده

"        "     فعالیت مغز انسان در موقع خواب بیشتر از وقتیه که تلویزیون تماشا میکنه

"       "      فیل تنها حیوانیه که نمی تونه بپره

!! نوشته شده توسط محمد | 11 PM | سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

جووووووووک بخونیدو بخندید

بهترین آخرین جک های فارسی
اخه بابا این همه جک جدید
به آقاي خوش غيرت مي گن: چند روزه مي بينيم زنت با يه پيكان مي ره بيرون شهر. مي گه: من نمي دونم مردم اين همه بنزيِن رو از كجا ميارن؟!
بچه اصفهاني نمره بيست مي گيره . باباهه  مي زنه تو گوشش بهش ميگه : کره خر توکه با 10 هم قبول مي شدي . لازم بود اين همه خودکار مصرف کني ؟
دوتا ترکه بودن که هر دوتاشون يه جورگاو داشتن , اولي ميگه براي اينکه گاوا اشتباه نشن من دم گاو خودمو مي برم, اما بعد از چند لحظه دم گاو دوم گير ميکنه لاي در وکنده ميشه دوباره اولي ميگه من شاخ گاو خودمو مي شکنم , ولي بعد از چند لحظه دو تا گاو با هم درگير ميشن وشاخ گاو دوم هم ميشکنه يه دفعه دومي ميگه گاو سفيد مال تو گاو سياه مال من!!!!!!!!!
قزوينه عروسيش بود ، توي كارت عروسي مي نويسه : همراه داشتن بچه الزامي است
عیدا آمد
تهرانيه تو حج، پرده كعبه رو گرفته بود مي گفت: خدايا توبه... ديگه براي ترکها  جوك نمي سازم! يه دفعه ترکه میزنه  رو شونش میگه : داداش قبله از كدوم طرفه؟ تهرانيه داد ميزنه: خدايا! خاطره كه مي تونم تعريف كنم؟
از ترکه  مي پرسند: چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي كنن؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه!
گرگه ميره درِ خونه شنگول ومنگول در ميزنه مادر شنگول ومنگول ميگه برو بچه ها خونه نيستن...گرگه ميگه: نه با خودت كار داشتم؟؟؟ 
لره 1 نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟
يارو ميگه : نه آقا من اصلان دبي نرفتم!
لره ميگه :  چه  جالب اتفاقا  من  هم تاحالا  دبی  نرفتم  
حتما  دونفره دیگه  بودن !!!!!
             
عیدانه
تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل
ترکه  ميره پيش دكتر و مي گه: آقاي دكتر به دادم برس! از صبح تا حالا كمرم راست نمي شه! دكتر با تعجب به سر تا پاي ترکه  نگاه مي كنه و مي گه: علتش معلوم است! دكمه يقه پيراهنت را به دكمه شلوارت وصل كردي!
زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!!
یارو میره تیمارستان می بینه یه نفر رو سرش زغال گذاشته . ازش میپپرسه چیکار میکنی؟ شلوارشو میکشه پایین میگه بفرما قلیون !!!! 
!! نوشته شده توسط محمد | 11 PM | سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

ردیفاش اینجاس!!!!!!!!!

یه روز یه ترکه به جزیره میره ادمخوارها میخان بخورنش فرار میکنه میره بالای درخت.
 
ادمخوارها میگن:بیا پایین ما ادمخواریم.ترکه میگه: به خوردن که رسید آدم شدیم؟

"ب.م.م" یعنی بزرگترین مقسوم علیه مشترک . حالا "م.ب.ب" یعنی چی؟؟؟
 
یعنی "مربا بده بابا"
غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه!
به یه لر می گن : عروسی پسرت کی هست؟ میگه: این دوشنبه نه چهارشنبه بعدی.
Bitmap
يه قزوينيه يه پير مرد رو می بره مهد کودک مگه اينو واسه  من خورد کنيد
شب عید فطر حاجی میره رو پشتبام که ماه رو ببینه شلوارش پاره بوده از پایین داد می زنند حاجی ما دیدیم میگه هر کی دیده بخوره ما که هنوز ندییدم
یه روز یه قزوینیه بچشو میبره مدرسه به مدیر میگه اقا این بچه رو تربیت کنین .میگن مگه چی شده .قزوینیه میگه : برداشته رو بخاری عکس کون کشیده .هم انگشت من سوخته .هم دست داییش هم لب بابا بزرگش
یه قزوینیه یه بچه گرفته بود تو دستش و میدویدیه نفر ازش سوال میکنه چی شده میگه فردا امتحان بچه بازی دارم هنوز لاشم باز نکردم
یه رشتیه می خواد سر مچ زنش رو بگیره با دوستش قلاب میگیره وقتی میره بالا با خنده میاد پایین دو سه بار همین کار رو می کنه تا اینکه دوستش عصبانی میشه میگه خب چیه چرا میخندی؟ میگه آخه تا حالا کون عباس آقا بقالی رو لخت ندیده بودم
 
می دونین رشتی ها به روز پدر میگن چی؟ یوم الشک
یه بار یه رشتیه کتاب می نویسه اول کتابش مینویسه تقدیم به پدرم که دوست بابام بود 
  
جایزه ی بانک های قزوین:نفر سوم ۵کودک نفر دوم ۱۰کود نفر نفر اول کلید طلایی یک مهد کودک 
  
Bitmap
به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو یه خاطره بر..میگه:خاطره بد.شب بود بچه بودم..خاطره 
خوب:شب بود بچه بود
رشتيه ميره دكتر، ميگه آقاي دكتر من ديروز رفتم خانه.. دكتره ميگه: خب؟ -هيچي قربان تو بشم، من يه چايي خوردم.. - خب... - ديدم خانم صدايي ازش نيست.. - ... - يه چايي خوردم.. -ديدم لباسهاي خانم وسط اتاق ولوه.. - خب؟ -هيچ چي دكتر جان، خيلي شك كردم، يه چايي خوردم.. -خب؟ - خب به جمالت دكتر جان، آمدم ديدم خانم با يه آقاي غريبه رو تخت خوابيدن.. - تو چي كار كردي؟ - من ولله خيلي عصباني شدم، يه چايي خوردم.. - بعد.. -بعد هيچي، خانم با اون آقا كارشون وخيم شد.. -تو چي كار كردي؟ -سر ضرب يه چايي خوردم.. - خوب؟ - جانم براتون بگه رفتم ديدم خانم با آقا داخل همديگه شدن.. -خب عزيزم تو چيكار كردي؟ - خب دكتر جان بلافاصله آمدم خدمت شما ببينم اين همه چايي كه من خوردم ضرر نداره؟
!! نوشته شده توسط محمد | 4 PM | سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

راجع به وبلاگ

سلام من این وبلاگو راه هندازی کردم تا ادمای با حالی که دنبال سر گرمی اند این تو یه کم حال کنن امیدوارم لحظه های با حالی رو تو این وبلاگ داشته با شید 

!! نوشته شده توسط محمد | 2 PM | سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس