تبليغاتX
حرفهای شنیدنی

لطیفه

ترياكيه كنار خيابون واستاده بود داد ميزد:تاكشي تاكشي
تاكسيه هفت هشت متر جلوتر واميسته ترياكيه ميگه: لامشب اونجا كه وايشادي مقشدم بود

1.تونميتوني همه دندوناتو با زبونت لمس كني
2. همه ي احمق ها با خواندن حقيقت اول اونو امتحان ميكنن.
3.حقيقت اول يه دروغ بود
4.الان تو لبخند زدي چون يه احمقي
5.به زودي اين جوكو به يه احمق ديگه هم ميگي
تو كه هنوز نيشت بازه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گذشت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.گذشت اون زموني كه اين پايين خبري بود

 يه نفر اونقدر به دوست دخترش نامه مينويسه تااخرش دوست دخترش با نامه رسون ازدواج ميكنه

يه روز يه مرده به دوستش ميگه انقلاب به امام حسين بستس.دوستش ميگه خوب چرا قسم مي خوري

بر سر راهت دامی از عشق پهن کردم ولی تو با سرعت رد شدی و گفتی : میگ میگ!!!

به طرف ميگن درد عشق بدتره يادرددندون؟ميگه هنوزتواتوبوس جيشت نگرفته

به ترکه میگن شیری یا روباه میگه مگه خر چشه

يك كشاورز نمونه ايراني با پيوند درخت پسته و زيتون موفق شد درخت پستون را به عمل آورد .!!!

خودكارابي باباش ميميره يه هفته مشكي مينويسه

مي دوني بزرگترين دغدغه كودكان چيه ؟
بزرگترين دغدغه كودكان اينه كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نمي ذاشت !!!

اینا رو بخون حال کن

مهندس كشاورزي با مهندس مكانيكي ازدواج مئ كند و بچه شان مي شود تراكتور.


مردم سرشونو ميگيرن بالا ماهو ببينن نميدونن ماه سرشو گرفته پايين داره اس ام اس ميخونه


يارو اسم بچشو ميزاره رستم ميترسه صداش كنه


ميدوني فرق تو با آهن جيه ؟اهن زنگ ميزنه اما تو يه پيام هم نمي دي


چروك لباتيم بخند فناشيم


به يه نفر ميگن اين علامت چيه(!)ميگه جيش كردن ممنوع حتي يك قطره.


گرگه میره در خونه‌ی شنگول و منگول در میزنه میگه من مادرتونم. پی نوکیو میآد در رو باز میکنه میگه ببخشین از اینجا رفتن


دوصتت دارم با ص صابون تا همه تو كفش بمونن !!!


از طرف ميپرسن:پدرتو دوست داري يا مادرتو؟ميگه مادرتودو تا شانس باهم ازدواج مي كنن بچشون پوچ در مياد


اگه كليد قلبي را نداري قفلش نكن
اگه كسي را دوست داري خردش نكن
اگه خداحافظي در راه است سلام نكن
اگه دستي را گرفتي رهايش نكن


آواز خوش كلاغ تقديم تو باد بوي پشكل الاغ تقديم توباد گويند لحظه ايست ريدن گاو آن لحظه هزاران بار تقديم تو باد


طرف ميره کنسرت ابي ... کنسرت که تموم ميشه هرکي يه چيزي گفت : ابي صداتو ... ابي نفستو .... طرفم جو ميگيرتش بر ميگرده ميگه : ابي دهنتو !!


به طرف ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکني چه احساسي داري ؟؟ ميگه احساس گناه !!!!!!!!! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست


به ترکه ميگن درو ببند هواي بيرون سرده. ميگه مثلا من درو ببندم هواي بيرون گرم ميشه؟؟به ترگه ميگن شهرتون آثار باستانيم داره ؟؟ ميگه نه ولي قراره بسازن !!


به ترگه ميگن شهرتون آثار باستانيم داره ؟؟ ميگه نه ولي قراره بسازن !!


اصفهانيه به بچش مي گه برو 2تا نون از همسايه بگير بچه مي ره مي ياد مي گه نداد .اصفهانيه مي گه : عجب همسايه خسيسيه برو از يخچال خودمون بيار


به طرف ميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم


طرف داشته احوالپرسي ميکرده ميگه: حالا ما تلفن نداريم شما نبايد يه زنگ به ما بزنيد؟


مادر به بچه اش مي گه:مي دونم موهاي خواهرت را كه كشيدي شيطون گولت زد .بچه مي گه:اره اما لگدي رو كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود


يه تهراني به زيدش ميگه دنيا راتو چشمات ميبينم نفر رد ميشه خره من هم گمشده ببين نميبينيش


به طرف مي گن اگه رييس جمهور بشي چكار مي كني؟
ميگه اول از همه دست خودمو تو شركت نفت بند مي كنم


طرف ميره سلموني كارش كه تموم ميشه به آرايشكر ميگه كونت درد نكنه يارو ميگه چرا كونم درد نكنه تركه ميگه چون خوب ريدي تو موهام .


سه شباهت زن با موتورگازى : يكدنده ، بر سر و صدا ، بى ظرفيت.!!

!! نوشته شده توسط محمد | 7 PM | سه شنبه چهاردهم خرداد 1387

توضیح

سلام شاید تعجب کنید که چرا توی وبلاگ تفریحی من شعر نو دیدید من خودم به این شعر استاد مهدی اخوان ثالث که خیلیا تون میشناسیدش خیلی علاقه دارم و البته یکی از دوستام هم ازمن خواست تا این شعر رو توی وبلاگم بزارم . شما هم تو قسمت نظرات میتونید موضوعات ومطالبی رو که میخاید سفارش بدید تا دراسرا وقت تو وبلاگم براتون بزارم.  
!! نوشته شده توسط محمد | 11 AM | سه شنبه چهاردهم خرداد 1387

  • وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد،ماهی‌ها صلوات فرستادند.
  • اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم،قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
  • به عقیده گیوتین،سر آدم زیادی است.
  • به یاد ندارم نابینائی به من تنه زده باشد.
  • قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.
  • به نگاهم خوش آمدی.
  • قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
  • هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
  • برای اینکه پشه‌ها کاملاً نا امید نشوند، دستم را از پشه بند بیرون می‌گزارم.
  • گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
  • روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
  • غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
  • بلبل مرتاض، روی گل خاردار مینشیند
  •   وصیت کرده ام سنگ قبرم را پشت و رو بگذارند تا بتوانم با مطالعه نوشته های آن اوقات فراغتم را پر کنم.

     

    - سنگ قبری را دیدم که رویش نوشته شده بود:با مقدمه استاد سعید نفیسی.

     

    - کنارسنگ قبر بزرگی ،سنگ قبر کوچکی دیدم.بعدا معلوم شد که سنگ قبر کوچک،غلطنامه سنگ قبر بزرگ است.

     

    - گدایی مرده بود و روی سنگ قبرش سوراخی به اندازه یک سکه ایجاد کرده بود که رهگذران به او کمک کنند.

     

    - عده ای را در گورستان دیدم که روی سنگ قبری با قلم و چکش کار می کردند پرسیدم شما چه کاره اید و اینجا چه کار می کنید و آنها جواب داد اند که ماموران ثبت احوال هستیم.این مرحوم در زمان حیاتش تقاضای تغییر نام کرده بود، حالا با تقاضای او موافقت شده است.

     

     

             پس از شنیدن شوخی های شاپور با قبرستان گزیده ای از کاریکلماتورهایش را در ارتباط با این موضوع می خوانیم:

     

     

    - مرگ مرا به همه چیز امیدوار کرده است.

     

    - مرگم را از چشم تولدم می بینم.

     

    - بر مزار موجودی که به مرگ غیر طبیعی مرده بود،دسته گل کاغذی نهادم.

     

    - خدا سایه مرگ را از زندگی ام کم نکند.

     

    - مرگ در قبر پایکوبی می کرد.

     

    - انسان در طول زندگی اش شانس مردن دارد.

     

    - چون حوصله خودکشی ندارم، زندگی می کنم.

     

    - برای مردن باید یک عمر صبر کرد.

     

    - به مرگ بیشتر از زندگی مدیونم.

     

    - روی پل صراط پوست موز می اندازم.

     

    - تا از عزراییل دستمزد نگیرم خودکشی نمی کنم.

     

    - حاضرم مرگم را بین دوستانم سرشکن کنم.

     

    - روحم هنگام صعود به آسمان جیب جسمم را زد.

     

    - سنگ قبرم به چاپ دهم رسیده است.

     

    - با هفت تیر متصدی آسانسور را مجبور کردم به آسمان هفتم برود.

     

    - به اندازه ای به مرگ امیدوارم که هرگز دست به خودکشی نمی زنم.

     

    - مرگ فرصت نداد بقیه آرزوهایم بر باد رود.

     کار از محکم کاری عیب نمی کند."

    -  چرا توی پوستت چوب پنبه گذاشتی؟

    -  برای اینکه سلولهایم نتونن بزنن به چاک

     

    "نخوری زمین"

    -  چرا داری عقبکی می ری؟

    آخه ساعتم جلو رفته دارم می برمش عقب

     

    "دیوانه ... دیوانه"

    -  ساعت چنده؟

    -  نمی دونم،ساعت ندارم.

    - پس از روی چی می گی یه ساعت دارم در می زنم کسی نمی آد در رو باز کنه؟

  • ترافیک سنگین باعث زنده نگه داشتن یاد مشاهیر می شود.پیچ رادیو را که باز می کنیم:

    - خیابان جلال آل احمد، از پل آزمایش تا پل مدیریت ترافیک سنگین است.

    - اتوبان شهید همت ،در مسیر غرب به شرق از خروجی شهید دکتر چمران تا پل شهید عباسپور ترافیک سنگین است.

    - ... .

    پیشنهاد می کنیم به گوینده اخبار وضعیت ترافیک تا پیشینه و شرح حال موجزی از آن شخصیت بزرگ را برای آشنایی بیشتر مردم با آن شخصیت بعد از خواندن خبر قرائت کند.مثلا بگوید:

    - خیابان جلال آل احمد، از پل آزمایش تا پل مدیریت ترافیک سنگین است.جلال آل احمد نویسنده و متفکر معاصر می باشد. از جمله آثار وی می توان مدیر مدرسه،غرب زدگی ،خسی در میقات و سنگی بر گوری را نام برد.

    و در این صورت باید هر از مثلا شش ماه یا یک سال نام خیابانها را تغییر داد و نام شخصیت دیگری را بر روی آن نهاد تا حق مطلب برای همه بزرگان عادلانه ادا شود

  • !! نوشته شده توسط محمد | 5 PM | دوشنبه سیزدهم خرداد 1387

    شعر نو

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    سرها در گريبان است

    کسی سربرنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

    نگه جز پيش پا را ديد نتواند

    که ره تاريک و لغزان است .

    وگر دست محبت سوی کس يازی

    به اکراه آورد دست از بغل بيرون

    که سرما سخت سوزان است.

    نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون ابری شود تاريک

    چو ديوار ايستد در پيش چشمانت

    نفس کاينست ، پس ديگر چه داری چشم

    زچشم دوستان دور يا نزديک.

    مسيحای جوانمرد من ! ای ترسای پير پيرهن چرکين !

    هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی...

    دمت گرم و سرت خوش باد

    سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای

    منم ، من ، ميهمان هر شبت ،لولی وش مغموم

    منم ، من ، سنگ تيپا خورده رنجور

    منم ، دشنام پست آ فرينش ، نغمه ناجور

    نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم

    بيا بگشای در، بگشای ، دلتنگم.

    حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.

    تگرگی نيست ، مرگی نيست

    صدايی گر شنيدی ، صحبت سرما و دندان است.

    من امشب آمدستم وام بگذارم

    حسابت را کنار جام بگذارم

    چه می گويی که بيگه شد ، سحرشد ، بامداد آمد؟

    فريبت می دهد ، بر آسمان اين سرخی بعد از سحرگه نيست.

    حريفا ! گوش سرما برده است ، اين يادگار سيلی سرد زمستان است.

    و قنديل سپهر تلگ ميدان ، مرده يا زنده

    به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است.

    حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است.

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان ،

    نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ،

    درختان اسکلتهای بلور آجين ،

    زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ،

    غبارآلوده مهر و ماه ،

    زمستان است...

    !! نوشته شده توسط محمد | 4 PM | دوشنبه سیزدهم خرداد 1387

    بازم عکس

                                                                               

     

     

                                             

     

     

     

                                                           

    !! نوشته شده توسط محمد | 4 PM | دوشنبه سیزدهم خرداد 1387

    کاریکلماتور و عکس

    ترانه های شاعر دلسوخته ، سوزناک است .

    خبرنگار کنجکاو خواست از دنیای پس از مرگ خبر تهیه کند ، از عزرایئل مجوز ورود تهیه کرد.

    مرغ عشق ِ فال فروش، دیگر عاشق نبود .

    آدم خسته ، فرقی بین مرگ و خواب قائل نیست .

    من را دَرک نمی کرد ، به دَرَک فرستادمش .

    رفتگر عصبانی ، کارتن خواب های محله را جارو کرد.

    پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم .

  • قرص ماه را به جای مسکن خوردم !!
  •  
  •  به روی افکار خوابیده ام لحاف انداختم !!
  •  
  • با یک نسخه از کتابم به داروخانه رفتم !!
  •  
  • برای رام کردن طبیعت وحشی ، مربی استخدام کردم
  •  مدادي که کلفت بنويسه سرشو مي تراشن*

     

    * عينکي که رو چشم نباشه فرصت ديدن نداره*

     

    *پاي ميز محاکمه تو کفش سياستمردا نميره*

     

    به حال موجودی اشک میریزم که می خواهد با زنگ ساعت از خواب غفلت بیدار شود.
    *عاشق سکوتی هستم که از فریاد تقاضای پناهندگی میکند.
    *عمر هزار پا کفاف بستن بند کفشهایش را نمیدهد.

    *سقوط در آبشار آبتني ميکند.
    *مسافر منزوي در جاده متروک سفر میکند.
    *گامهایم صدای پایت را نها نمیگذارند.
    *عاشق پرنده ای هستم که ازادیش را با آب و دانه معاوضه نمی کند.
                                        
     
     
                               

     

    !! نوشته شده توسط محمد | 12 PM | دوشنبه سیزدهم خرداد 1387

     

     

     

     

     

    !! نوشته شده توسط محمد | 11 PM | یکشنبه دوازدهم خرداد 1387

    بازم جوک!!!!!!!!!!

    اولين دوره المپيک لرها، موسوم به " لرمپیک " با رشته هاي زير آغاز شد

                                    رشته های ورزشی

    تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد

    ميميره!

     از همه دنيا

    دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين

     مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته

    از  یه  .... مي پرسن چرا حموم نمي ري؟ ميگه: به جاش قرص چرك خشك كن مي خورم

     

    یه ....... زنگ میزنه رادیو میگه آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: آره میگه یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میشه؟ میگه : خب برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه . میگه : اصغر نون نخر مامانت خریده

     

    خداحافظي آدمهاي فضايي از انوشه انصاري:$%$#%^&@ ترجمش:هي خانوم کجا کجا

     

    توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد

     

    یه ......... رفت تونس

    اون یکی رفت نتونس ...!

    یه ....... زنگ میزنه رادیو میگه آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: آره میگه یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میشه؟ میگه : خب برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه . میگه : اصغر نون نخر مامانت خریده

     

    خداحافظي آدمهاي فضايي از انوشه انصاري:$%$#%^&@ ترجمش:هي خانوم کجا کجا

     

    توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد

     

    یه ......... رفت تونس

    اون یکی رفت نتونس ...!

    قطعه‌اي از شاهكار ادبي یک ترک

    شب بود و خورشيد به روشني مي‌درخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با خانواده‌اش در سكوت گوش‌خراش خيابان قدم‌زنان ايستاده بود

     

    يه روز يه لره م ي گ و ز ه يه متر میپره هوا، ميگن: چی شد؟ ميگه: تو دنده بود.

     

    به لره میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون من ناهار خوردم

     

    پسر نوح با بدان بنشست

    .

    .

    حالا برو خونه زندگی شو ببین میگن الگانس خریده !!!

     یه ...داشته میرفته تو نگو داشته بر میگشته!!!

    !! نوشته شده توسط محمد | 11 PM | یکشنبه دوازدهم خرداد 1387

     

     

     

    !! نوشته شده توسط محمد | 4 PM | یکشنبه دوازدهم خرداد 1387

    !! نوشته شده توسط محمد | 11 PM | پنجشنبه نهم خرداد 1387

    انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس