تبليغاتX
حرفهای شنیدنی

اگه نظرها به ده نرسه دیگه هیچی نمیگذارم

چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند

چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند

شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد

ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را می بینند شکم هایشان را تو می دهند

به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد

خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم

در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست

یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟
صد و چهل و چهار مرد در يک اتاق

برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟
سه تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان می دهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد

آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و " کثیف اما قابل پوشیدن"

تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند

شما به مردی که همه چیز دارد چه می دهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند

چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند

آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد

فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید

نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند

!! نوشته شده توسط غزال | 3 PM | یکشنبه چهارم مرداد 1388

اندر احوالات قطع بودن پيامك ها

من همچنان پست میدم و از صدف و محمد خبری نیست از یابنده تقاضا میشود اشیا گم شده را اولین صندوق پستی بندازد(البته اگه از سوراخش رد شدند)  علی خان هم که کلا اینجا رو ول کردند

بیخیال اینم مطلب امروز خوش باشید نظر یادتون نره که اگه نظر ندید دیگه منم رسما در اینجا رو تخته می کنم میرم کلاس ملیله دوزی باز می کنم

بالاخره كار پيدا كردم، حالا مي تونم سرم رو بين اقوامم بالا بگيرم، حتي شايد خواستگاري هم رفتم! بعضي ها ميگن بالا رفتن ميزان اشتغال بين من و همنوعان من به خاطر قطعي پيامك است، البته من كه نمي دونم پيامك چي هست! اما حتما چيز بدي است كه اين چند ساله ي اخير ما رو از نون خوردن انداخته بود، اين روزها مثل اون قديما آدمها و مخصوصا اين جوون هاي قرتي نامه هاشون رو به دست ما مي دهند تا به دست عزيزانشان برسونيم.


البته من شخصا به حفظ حريم خصوصي افراد اعتقاد دارم اما بالاخره اخلاقيات را نبايد فراموش كرد، اين براي من توجيه شده نيست كه نامه اي را كه خداي ناكرده در آن الفاظ بد نوشته شده است رد و بدل كنم و در گناهي كه شايد اتفاق بيفتد ناخواسته شريك باشم … اين روزها فهميده ام انسان ها چقدر روحيات لطيفي دارند!

«از دفتر خاطرات يك كفتر نامه رسان»

 

*
 

اين آدمها اصلا مراعات ما رو نمي كنند، از صبح تا شب دستشون توي دل و روده ي ماست كه واسه هم پيام بفرستن، آخه پيام فرستادن به چه قيمتي؟! به قيمت فشار دادن دل و روده ي ما؟! .... اين روزها تازه معني زندگي كردن رو فهميدم .... استراحت مطلق …. فقط گهگاهي مجبور هستم زنگ بخورم …. البته وسط هاي مكالمه سعي ميكنم يه جوري بپيچونم و به ادامه ي استراحتم بپردازم … اي كاش كه ديگه پيامك ها وصل نشه …

«از دفتر خاطرات يك تلفن همراه»

*
 

اگه ديگه پيامك ها وصل نشه چي؟! آينده ي كاري من به خطر مي افته! تمام حيثيت و اعتبار من توي پيامك خلاصه ميشه … اصلا بدون پيامك من هيچ انگيزه اي براي زندگي ندارم … من بدون پيامك مثل قطبي بدون "دل شير" و "سازمانداري!" هستم، نه از اون هم بدتر من بدون پيامك مثل كفاشيان بدون اون خنده هاي زيباش هستم، شايد از اون هم بدتر، من بدون پيامك مثل عدم صعود تيم ملي فوتبال به جام جهاني هستم!!

«از دفتر خاطرات ع.فردوسي پور»

*
 

اين روزها وقتي به خونه مي رسيدم احساس مي كردم دو كلمه حرف دارم كه با خانمم بزنم، قبل از اين هميشه همه ي حرفامون رو در طول روز با اس ام اس بهم مي زديم و شب كه از سر كار برمي گشتيم خونه چون كه ديگه حرفي واسه هم نداشتيم مي پريديم به هم ديگه! (منظورم از اينكه مي پريديم به همديگه اين است كه با هم دعوا مي كرديم!)، اما اين روزها با خانمم مي شينيم و حرفايي رو كه قبلا بهم اس ام اس ميكرديم فيس تو فيس بهم مي زنيم و ديگه وقتي واسه دعوا كردن نداريم!!

«از دفتر خاطرات يك آدم از نوع ازدواج كرده»

*
 

هر چقدر پيگيري كرديم نفهميديم كجاي سيم قطعي داشته و چرا سيستم پيامك مختل شده، شايد هم كسي يه جايي هواسش پرت بوده و پاشو روي سيم گذاشته، آخه كي ميخواد اين ضرري كه به ما زده شده رو جبران كنه … براي جبران اين چند روز قطعي ، پس از وصل شدن اس ام اس ها، پيشنهاد ميكنم هر روز صدا و سيما برنامه ي 90 پخش كنه، عادل هم توي هر برنامه به جاي يه نظرسنجي شيش تا نظرسنجي انجام بده!

«از دفتر خاطرات يكي از مسئولان مخابرات»

*
 

بالاخره ترك كردم ... باورم نميشه ... برخلاف تصورم نه درد داشت و نه خون ريزي ... اوايلش يكم سخت بود ... اما بعد دو سه روز پاك پاك شدم ... هر چي به دوستام ميگم ترك كردم باورشون نميشه ... ميگن بزار اول قبض موبايلت بياد بعد ادعا كن كه ترك كردي!

«از دفتر خاطرات يك معتاد به فرستادن پيامك»

*
 

اين روزهاي آخري كه بودم همه باهام بازي ميكردن، هي منو واسه هم مي فرستادن، حتي بعضي ها منو واسه ي همه ي دوستاشون فوروارد مي كردند، احساس مي كردم به شخصيتم داره توهين ميشه و قدرم رو نمي دونن، تصميم گرفتم چند روزي نباشم تا بفهمن منو نبايد پيش هر كسي بفرستن و نبايد هر كاري دلشون خواست با من بكنن.

«از دفتر خاطرات يك پيامك»
 
!! نوشته شده توسط غزال | 3 PM | جمعه دوم مرداد 1388

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس