اینم پست!!!!!
نبرد رستم و لر:
چنانت بکوبم به گرز گران که دیگر نیایی به مازندران
پاسخ لره : چنان ایزنم بر سرت با بلوک که ترتر برینی به گور بووت !!!
نصیحت پدرانه یک لر به بچه در شب امتحان :
امشو بشین به گهی بخور ، تا فردا یه انی بشی ! تا توی یه طویله ای رات بدن !!!
یه بار یه لره میره توی بیابان وپتو میندازه روی خودش و میخوابه بعد یه نفر میزنه بهش میگه ببخشید شما لرید لره میگه وای از زیر پتو هم میفهمن آدم لره
صرف فعل نشستن به گویش لری:
مو بنیشم
تونم بنیشی
اونم بنیشه
ما که بنیشیم
شمام که بنیشید
دیه جا نی اونا بنیشن!!!
مداح: چراغ ها رو خاموش کنین ببرمتون کربلا, چراغ ها رو که روشن میکنن میبینه همه ساک به دست وایستادن, میگه شما ترکین؟ میگن نه, ما لریم, ترکا تو اتوبوسن
به لره میگن درد عشق بدتره یادرد دندون میگه: هنوزتو اتوبوس شاشت نگرفته
لره از کنار جن رد میشه...جن میگه بسم الله این دیگه کی بود
به لره میگن چندتا تن ماهی نام ببر، میگه: تن شیلانه، تن جنوب، تن سیکارو، تن چابهار، تن پیر، تن پیغمبر، تن هر کی دوست داری دست از سر ما بردار!
لره ماری تو شیشه الکل دید گفت: حونش خروی بی کیه که ترشی مار محره؟!!
لین دوره المپیک لرها معروف به لرمپیک آغاز شد: 1-شنا با مانع 2-کشتی با اسب 3-پرش روی نیزه 4-شیرجه رو چمن 5-اسب سواری با الاغ 6-پرتاب اسب با نیزه 7-واترپلو با خورشت قیمه 8-اسکی روی میخ 9-گاو بازی با شتر 10-پرش از چاه 11-پینگ پنگ ساحلی 12-شنای قورباقه از پهلو
هدف از آفرینش لرها : ۱- ایجاد رعب و وحشت در بین حیوانات ۲- ایجاد شادی بین انسانها ۳- روحیه دادن به ترکها !!
قورنجه چیست:
حرکتی است تهاجمی از سوی زنان"لر" که درآن زن مهاجم با چرخاندن 90 درجه ای 2 انگشت بر روی بدن مرد او را از پا در می آورد
مر چیست: حالتی است بالاتر از مستی که با نوشیدن یک لیوان دوغ خس به لرها دست می دهد.
پاسخ اپراتور موبایل در مرکز بروجرد هنگامی که مشترک در دسترس نیست: ًْمشترک مورد نظرنیسا. نه که نیسا. هسا. دم دست نیسا
دو دسماله چیست؟ -حرکتیست هلیکوپتری و غرور آفرین توسط جلف ترین فرد لر.
خرسه تو جنگل گذاشت دنبال لره
لره رفت بالای درخت
خرس گفت : بیا دامون ایخام بخورمت،
لرگفت : تونم لری؟
خرسه گفت:
ایما حیوونا کلآ لریم فقط خر ترکة !
شدیدترین شکنجه لرچیست؟?بستن آن به درخت وکنارش سازودهل زدن.!.؟
حافظ ودخترلر:گفتم غم تودارم /گفتاسی چى برارم /گفتاکةماه من شو /گفتابوات درارم/گفتم زمهرورزان رسم وفابیاموز /گفتابالنک کاله چشیات درمیارم
تو مراسم ختم لره بلندگو میگه : مرحوم وصیت کرده ، سیاه نپوشین . یکی داد میزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش می پوشیم
یک لر بعد از ۱۰ دقیقه از باجه تلفن بیرون میاد یه نفر ازش میپرسه سالم بود میگه آره فقط آفتابه نداشت
یک شب تلوزبون فیلم سینمایی گذاشته بوده، تو فیلم مرده به زنش میگه: شب بخیر لورا. یهو تو لرستان ملت همه تلوزیون رو خاموش میکنند، میرن میخوابن
جون مادرتون نظر بدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید.
bad boy.
ایولاااااااااااااااااااااا
این دفعه یک ذره زود اومدم ولی مهم نیست دفعه بعد جبران میکنم
دلیل زود اومدنم این پستای غزاله که واقعا جالبه منم گفتم برای اینکه کم نیاورده باشم بیام چندتا جک بگم:
لره شب عروسی به پسرش میگه: پسرم سفت ترین جای بدنتو بکن جایی که
دخترا میشاشن صبح میبینه: کله پسره تو چاه فاضلاب گیر کرده.
لره بالا پشت بوم میخوابه، سردش میشه، پا میشه در پشت بومو میبنده.
لره دلو میزنه به دریا، غرق میشه
به لره میگن حموم چند بخشه؟ میگه: دو بخشه، زنونه و مردونه
از لره میپرسن: قبله کدوم طرفه؟ میگه: کجا بهتون آدرس دادن؟
به لره میگن: ساعت داری؟ میگه: ساعت چیه مرد باید خایه داشته باشه
لره میره بدنسازی، مربیه میگه: هفته اول بدن درد داری، ترکه میگه: پس من از هفته
دوم میام.
لره باباش آتیش میگیره، جو میگیردش، از رو باباش میپره.
به یه لره میگن: دو دو تا؟ میگه: پس چند تا؟
به لره میگن: جسم شفاف چیه؟ میگه: جسمی که از این ورش اون ورش دیده شه. میگن: مثال بزن: میگه: نردبون
از لره میپرسن به 5 تا دختر که رو یه میله نشسته ان چی میگن؟ میگه: یه سیخ جیگر
لره ریش بزی میزاره. دچار بحران شخصیتی میشه
لره ریش بزی میزاره. دچار بحران شخصیتی میشه
لره فیلم جنگی میدیده، تموم که میشه سینه خیز میره تلویزیونو خواموش کنه
یه روز یه لره می افتد توی چاه میگه: شانس اوردم تهش سوراخ نبود
یه روز یه لره شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک.
لره میگوزه .بچه هاش میزنن زیر خنده. در حالی که اشک تو چشماش جمع میشه
میگه: خدایا این شادیو از بچه هام نگیر
امید وارم خوشتون اومده باشه
راستی اینجا که لر نداریم ایشالا
نه خدایی لرا بچه های باحالین فقط وقتی که شعور تقسیم میکردننماینده لرا یبس بوده تو توالت گیر کرده بعد نماینده ترکا هم رفته نجاتش بده![]()
.
اقا من میخوام یه کلکل تو وبلاگم را بندازم هرکی پایس بسم الله.
bad boy .
زهی خیاله باطل!!!!!!
نه بابااااااااااااااا. خوشم باشه میخوای کاربری منو حذف کنی زهی خیاله باطل ببین کار من دیگه داره به کجا میرسه که...![]()
حالا بذگریم اها تا یادم نرفته به نام خدا.
میبینم بد جوری گرد و خاک کردی نه خوشم اومد
نشون دادی که میتونی همه کاره باشی به افتخارش هوراااااااااااااااااااااااااااااااا
راستی میبینم کلی خاطر خواه پیدا کردی
بابااااااااااااااااااا تو دیگه کی بودی حالا جون من جواب او عاشق سینه سوختتو بده
خیلی با حاله دمش گرم معلومه اهل دله
.
رفیق رفقااااااااااااااااااااااااام چطورن از همین جا میگم کر همتونیم دادا
.
ایشالا قسمت بشه برم تیم ملی از خجالتتون در میام
اره دکو پوز ملتو میارم پایین. این یه تیکه رو یواش بخونید:(بدخواه مدخواه که ندارید ایشالا).
گفتم ضمن امدنم یه چی بگم گل از گلتون بوشکفه
اقا از یه بسیجیه میپرسن نظرت در مورد این کوچه که توشیم چیه میگه باسلام خدمت شما وهمکارانتان و تمام مردم خون گرم ایران و بیگناهان فلسطینینی و همچنین درود مخصوص به اقا امام زمان و مقام معظم رهبری و تمام بسیجیان عزیز و ضمن تبریک برای این ایام فرخنده من اهل این محل نیستم![]()
خوب غزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال دیگه از اون حرفا نزنی ها چییییییییی دستتو بندااا یقه رو ول کن دایی
.
ولی جدا ازت ممنونم برای اهمیتی که واسه وبلاگه خودت قاعلی همینجوری ادامه بده خانوم مدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییر![]()
خوب دیگه گفتنیا رو گفتیمو شنوفتیم دیگه بای بای تا مهر ماه
bad boy .
اووووووووووووووووووووووه
ماجرا های ملانصرالدین!!!
شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله کشيده اي محکم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!
راه گم کرده
ملا خود را از دست طلبکاران به مردن مي زند، او را شستشو داده کفن مي کنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن کنند اما تشييع کنندگان راه قبرستان را گم مي کنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا که طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
کندن بال مگس
ملا در اتاقش نشسته بود که مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يک بالش را مي کند. مگس کمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي کند. او مي گويد: بپر ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنيد گوش او کر مي شود!
عقل سالم
زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي کرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند که داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به کار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!
پوزش
ای باباااااااااااااااااا
جواب توسط محمد:
سلام من حرفامو بهت گفتم اینم اخرین حرفه ببین همین الان که این پستو میخونی سریع میری حذفش میکنی بعدش هم میری یه پست خوشکل در حد خودت میدی و دیگه هم از این حرفای خود شیرینکی که چه میدونم میرم و من اضافیم و از این حرفا نمیزنی اگه هم این کارو نکردی باور کن حذفت میکنم دیگه هم برات یوزر نمیسازم تازه اگه خیلی ناراحت بشم ممکنه وبلاگتو هک کنم میدونی که این کارا از دستم بر میاد پس مثل یه دختر خوب بشین پست بده.
از دوستان گلم خیلی عذر میخوام خوب بعضی وقتا پیش میاد دیگه امید وارم شما ببخشید راستی چند تا پست جدید قبل این پست ثبت شده اگه خواستید برید اونا رو بخونید (دست پخت غزاله خیلی هم قشنگه پیشنهاد میکنم حتما بخونیدشون) .
خوب میدونید چیه من دیدم این پست خیلی رنگا رنگ شده گفتم رنگای مورد علاقمو توش بزارم (قرمز صورتی زرد) سبز هم نخودیه
خدا منو ببخشه دیشب یه کاره بد کردم
از این به بعد نویسنده های گرامی باید هفته ای یه بار یه خاطره تعریف کنن (هفته ای یک بار)
خوب دیگه فعلا.
نصیحت یک پدر به پسرش شب امتحان اخر سال!!!
ولک ببین امتحانای اخر سال نزدیک شده و تو دو راه داری یا قبول میشی یا مردود اگه قبول شدی که خیر وبرکت ولی اگه مردود شدی دو راه داری یا ولگرد میشی یا میری سربازی اگه ولگرد شدی خو اشکالی نداره مثل این بچه ک...نیا همین الان ولگرد میشی اما اگه رفتی سربازی دو راه داری یا پلیس میشی یا میری ارتش اگه پلیس شدی خو خیر و برکت اما اگه رفتی ارتش دو راه داری یا تقسیم میشی و تو پادگان میمونی یا میفرستنت جبهه جنگ اگه تقسیم شدی و تو پادگان موندی خو خیر و برکت اما اگه فرستادنت جبهه جنگ دو راه داری یا سالم میمونی یا با توپ و خمپاره لت و پار میشی اگه سالم موندی خیر و برکت اما اگه با توپ و خمپاره لت و پار شدی دو راه داری یا خوب میشی یا میمیری اگه خوب شدی شکر خدا الحمدالله اما اگه مردی دو راه داری یا سگا میخورنت یا متئفن میشی و گند میزنی اگه سگا خوردنت خو خیر و برکت اما اگه متئفن شدی و گند زدی دو راه داری یا تبدیل به گاز میشی صادرت میکنن ارمنستان یا به نفت تبدیل میشی اگه گاز شدی خیرو برکت اما اگه نفت شدی دو راه داری یا یه صورت نفت خام میفرستنت پالایشگاه یا تبدیل میشی به مواد پاک کننده اگه نفت خام شدی خیر و برکت اما اگه مواد پاک کننده شدی دو راه داری یا صابون میشی یا دستمال توالت اگه صابون شدی خو خیر و برکت اماااااااااااااااااا اگه دستمال توالت شدی باور کن پسرم باور کن پسرم مجبوری گوه بخوری حالا دیگه میل باخودته یا درستو بخون یا برو گووووتو بخور
---------------------------------------------------------------------------------------
نتیجه اخلاقی:
ادم در طول زندگی به دوراهی های زیادی برخورد میکنه اما باید به یاد داشته باشه که خیر و برکتش تو راه اوله![]()
نتیجه تحصیلی:
یا درستونو بخونید یا برید گوتونو بخورید(جدی نگیرید
)![]()
چه زود دیر میشود!!!
حذف کنم یا نه؟
بچه ها من واقعا دلم براتون تنگ میشه ایمیلمو مینویسم اگه خواستید از این طریق با هم در ارتباط باشیم گوشیمم که سوخته اگه گرفتم شمارمم میدم پس این پست ویرایش میشه کم و بیش بیاید سر بزنید.
اما نویسنده های دیگه اول علی اقا که خیلی کم لطفه تو این مدتی که عضو بودی اصلا پست ندادی خوب شاید به خاطر محدودیت وبلاگه خوب میتونید عنوانشو عوض کتید مثلا همه چیز از هم جا که هرچی بخواید توش بنویسید اما خواهشا تو مدتی که من نیستم قوانینو زیر پا نزارید اگه هم با ادرسش حال نمیکنید میتونید یه دومین براش ثبت کنید فقط با یه ادرس کوتاه راستی صدف اصلا از اون کارت خوشم نیومد خودت میدونی کدوم کارو میگم بگذریم تو هم کم لطف شدی البته بهم گفتی که چرا پست نمیدی خوب اگه مشکلت حل شد سری بیا و یه پست توپ بده ببینم چیکار میکنی اما غزاله بابا تو دیگه چرا راستی یه پست در میون نظر خواهی رو محدود کنید غزاله خانوم یه لطفی بکن با اون شرایطی که بهت گفتم بیا چند تا پست بده دیگه اما بزار یه کم نظرا زیاد بشه بعد ببخشید که این حرفا رو اینجا میگم الان میگن اه اه اه میخواد بگه من مدیرم نه به خدا منم یه کاربرم مثل شما با این تفاوت که یکم از شما قدیمی ترم همین و هیچ فرقی بین ماها نیست من برای همتون احترام خاصی قائلم راستی تو ماهه اینده یعنی مهر اگه من نیومدم برید تو این وب برتر دوباره ثبت نام کنید مطمئنم این دفعه حتما اول میشیم خوب علی فکر کنم تو بیشتر از همه به بخش های مختلف دست رسی داشته باشی اگه تا ابان ماه نیومدم حذفم کن خیلی دوستون دارم همتونو به خدا میسپارم یا علی.
محمد
عجب ضیافتی!!!!
این پست بعدا ویرایش میشود.
امکان درج نظر وجود دارد +جوک!!!!
دیگه اینکه میخوام یه تغییرات دیگه ای تو وبم بدم (میخوام بترکونم) خلاصه اینکه ما یه کاری کردیم که الان کثل چی موندیم تو چی (همون مسابقه رو میگم) اگه هم شما کمکم نکنید که ول مطلم خلاصه ترش اینکه اها راستی یه چندتا جک هم میخوام بگم گفتم من که اومدم بزار اومدنم خالی از لطف نباشه
خوب بریم سراغ جوک:
به قزوینیه میگن با نمونه جمله بساز میگه حتما میدونید که بهترین عضو ما ادما کونمونه![]()
یه بنده خدایی که خیلی عجله داشته سوار تاکسی میشه راننده منتظر یه مسافر دیگه بوده که حرکت کنه این اقاهه به راننده میگه اقا لطفا منو دونفر حساب کن راننده هم که ترک تشریف داشتن میگه من تو رو تخم خودم هم حساب نمیکنم چه برسه به اینکه دونفر حسابت کنم!!!![]()
اقا یه ترکه تلوزیونو روشن میکنه میزاره کانال یک میبینه قرانه میزاره کانال دو میبینه قرانه میزاره کانال سه میبینه بازم قرانه بعد تلوزیونو خاموش میکنه بوسش میکنه میزاره رو طاقچه![]()
به ترکه میگن اگه یه کامیون طلا پیدا کنی چیکارش میکنی میگه ایلده هزار تومن میگیرم خالیش میکنم![]()
خوب فعلا دیگه جوکم نمیاد فقط خدا ویکیلی ابروی مارو حفظ کنید هر روز یه رای به من بدید ممنوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووون شاد و پیروز باشید![]()
طنز(انتخاب اهو)!!!
آهو گفت: يه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پري آرزوي آهو رو برآورده کرد و آهو با يک الاغ ازدواج کرد. شش ماه بعد آهو و الاغ براي طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.
حاکم پرسيد : علت طلاق؟
آهو گفت: توافق اخلاقي نداريم, اين خيلي خره.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: شوخي سرش نميشه, تا براش عشوه ميام جفتک مي اندازه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: آبروم پيش همه رفته , همه ميگن شوهرم حماله.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عين طويله است.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چي ازش مي پرسم مثل خر بهم نگاه مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: تا بهش يه چيز مي گم صداش رو بلند مي کنه و عرعر مي کنه.
حاکم پرسيد:ديگه چي؟
آهو گفت: از من خوشش نمي آد, همه اش ميگه لاغر مردني , تو مثل مانکن ها مي موني.
حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آيا همسرت راست ميگه؟
الاغ گفت: آره.
حاکم گفت: چرا اين کارها رو مي کني ؟
الاغ گفت: واسه اينکه من خرم.
حاکم فکري کرد و گفت: خب خره ديگه چي کارش ميشه کرد.
--------------------------------------------------------------------------------------------
نتيجه گيري اخلاقي:
در انتخاب همسر دقت کنيد و با هر خری ازدواج نکنید.
--------------------------------------------------------------------------------------------
نتيجه گيري عاشقانه :
مواظب باشيد وقتي عاشق موجودي مي شويد عشق چشم هايتان را کور نکند.
طنز (ازدواج دخترا در سنین مختلف)!!!
دختر 22 ساله : او یک شاهزاده با یک قصر می خواد ادعا می کنه که خیلی واقع بینه ولی ؟؟؟؟؟مرد ایده آل او باید پول دار خوش قیافه مشهور همیشه در حسابش پول به اندازه کافی باشه وسخاوت مند او بايد شوخ طبع، ورزشكار، شيك پوش، رمانتيك و شـنونده خوبي باشد. بله خصوصيات و صفات آن مرد بسيار طولاني است. دخـتر مـردي را ميخواهد كه او را بپرستد و او را با گذاشتن گلها، هدايا و دادن وعده عشق ابدي و جاويدان تـبديل به الهه گرداند
دختر 32 ساله: کم کم داره بوی ترشی می یاد دیگه فقط یه مرد خوب می خواد لازم نیست ورزشکار و خوش تیپ و.. باشه یه کار خوب با حقوق مکفی خونه ماشین و حساب بانکی داشته باشه و غذاهایی که دختر درست می کنه رو تحمل کنه کافیه
دختر 42 ساله :تنها یه مرد می خواد (بیچاره ترشید) یه مرد معمولی که ستاره سینما نباشه ورزشکار نباشه اگه یه شکم گنده هم داشت عیب نداره کچل هم بود عیبی نداره فقط یه شوهر باشه
دختر 52 ساله: او فقط مي خواهد... هر چی بود باشه دختر باید خیلی شانس بیاره که مردش انقدر ترسناک نباشه که نوه هاش رو بترسونه راه توالت رو هنوز به یاد داشته باشه دندون مصنوعی هاش رو یادش باشه کجا گذاشته
دختر 72 ساله: تعجب نکنید بعضی دخترا تا این سن هم عمر می کنن ولی مطمئن نیستم مردمورد علاقش هنوز نفس بکشه
-----------------------------------------------------------------------------------------
دوستان عزیزم نظر فراموش نشه![]()
![]()
طنز با حال!!!
اقا داشتم باموتور مي رفتم باشکاه كه موبايلم زنگ خورد گفتم بفرماييد الو الو الووو.. ، فقط فوت كرد ! گفتم اگه مزاحمي يه فوت كن اگه ميخواي با من دوست بشي دوتا فوت كن . دوتا فوت كرد
. گفتم اگه زشتي يه فوت كن اگه خوشگلي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد
. گفتم اگه اهل قرار نيستي يه فوت كن اگه هستي دوتا فوت كن دوتا فوت كرد
اقا مارو میگی داشتم از خوشهالی شاخ که سهله دم در میاوردیم
. گفتم من فردا ميخوام برم رستوران شانديز اگه ساعت دوازده نميتوني بياي يه فوت كن اگه ميتوني بياي دوتا فوت كن دوباره دوتا فوت كرد
. با خوشحالي گوشي رو قطع كردم فردا صبح حسابي بخودم رسيدم بهترين لباسمو پوشيدم و با ادكلن دوش گرفتم تو پوست خودم نمي گنجيدم فكرم همش به قرار امروز بود اقا با کلی زوق و خوشهالی از خونه زدیم بیرون که یه دفه تو راه دوست دخترمو دیدم
گفتم سلااااااااااااام گفت اگه میخوای بزنمت یه فوت کن اگه نمیخوای دو فوت کن![]()
--------------------------------------------------------------------------------------------
![]()
نتیجه اخلاقی:
اگه یه موقع کسی مزاحمتون شد و دائم فوت کرد بدون هیچ مکسی قتع کنید و بدونید که دوستتون داره امتحانتون میکنه![]()
.
--------------------------------------------------------------------------------------------
نتیجه اجتمایی:
تا کسی رو ندیدید باهاش قرار ملاقات نزارید چه بسا که بازم یکی داره امتحانتون میکنه
.
--------------------------------------------------------------------------------------------
دوستان نظر یادتون نره خواهشا
.
طنز(خواستگاری)
داستان از این قراره که یه پسره بخت برگشته مجبور میشه بر خواستگاری من داستان رو از وسطاش تعریف میکنم.
اقا خانواده داماد بعد از میل فرمودن چای و سایر مخلفات به بحث کردن پرداختن مردا یه جور زنا یه جور دیگه بگذریم بعد پنج یا شش ساعت صحبت کردن یه شخص مجهول الهویه لطف فرمودن و گفتن خوووووووووب بریم سر اصل مطلب همن جا بود که اقا داماد قصه ما اولین گاف رو داد:
داماد:ببخشید شما تو خونتون کبریت دارید!!!!!!!!!
عروس:![]()
مادر عروس:وااااااااا کبریت میخواید چیکار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مادر داماد:چی جوری بگم پسر من قربونش برم عادت داره هر چند ساعت یک بار سیگار بکشه!!!!!!!!
داماد:![]()
مادر عروس:واااااا مگه داماد سیگاریه؟؟؟؟؟؟؟؟
مادر داماد:نه فقط روزایی که مشروب میخوره این طوری میشه!!!!!!!!!
عروس:![]()
مادر عروس:مگه داماد مشروب هم میخوره؟؟؟؟؟؟
داماد:![]()
عروس:![]()
مادر داماد:همیشه که نه.فداش بشم فقط وقتایی مشروب میخوره که تو غمار باخته باشه!!!!!!!!!
داماد:![]()
عروس:![]()
مادر عروس:پس این اقا داماد ما غمار بازم هست؟؟؟؟؟؟؟؟
مادر داماد:اره مادر فداش بشه تو زندان یاد گرفته پسر با هوووووووشم
!!!!!!!
عروس:![]()
مادر عروس:... با پوزش فراوان از گفتن این قسمت معذوریم !!!!!!
دیگه سرتونو درد نیارم مادر عروس بعد از گفتن حرف فوق با اولین جفتکی تو ... داماد نواختن داماد بیهوش شد و در نهایت خواستگاری مالیده شد
!!!!
--------------------------------------------------------------------------------------------
نتیجه اخلاقی:
حتما به هنگام خواستگاری رفتن یک فرد مجهول الهویه مقداری مشروب تعدادی کبریت وبه مقدار لازم سیگار به همراه داشته یاشید.
--------------------------------------------------------------------------------------------
مهم:
دوستان عزیز برای اینکه وبلاگ دوباره اپ بشه حد اقل به ۷ نظر نیازمندیم با تشکر.
طنز(من ترانه 15 سال دارم)
يكي فيلم سرشار از درد و غم
در آن دختري واقعا محترم
(نه مانند آن فيلم هاي دگر
بدون ادب، معدن شور و شر!)
به افسون و افسانه ي اين جهان
گرفتار شد دست مردي جوان
چه مردي كه در فسق مشغول بود
سيه كار و بي عار و سوسول بود
جوان، بچه و دخترك، بچه تر
يكي ساده و آن يكي نيز خر
پس از مدتي عاشق هم شدند
سپس صيغه خواندند و محرم شدند
جوان بود از راه اسلام دور
گرفتار در بند فسق و فجور
از اين روي بعد از كمي ماجرا
شدند از هم اين زوج صيغه، جدا
ولي گشت اوضاع كلا خراب
كه يك دسته گل داده بودند آب
به غفلت پسر دانه اي بذر كاشت
از آن پس دگر دخترك بچه داشت
جوان پر از هوش و راي و خرد
نبايد چنين گند بار آورد
اگر نامزد گشت بايد فقط
بماند، نبايد نمايد غلط!
عجب روزگاري است اين روزگار
عجب نسل خوبي بيامد به بار!
تبرییییییییییییییییییک
به امید روزی که نام پرسپولیس در جهان مانند اختری تابناک بدرخشد ان روز نزدیک است:
پرسپولیس قهرما میشه
خدا میدونه که حقشه
به لطف یزدان و بچه ها
تیممون قهرمان میشه
شعار تمام قرمزای با تعصب(پرس پولیییییییییییییییس سرور استقلالههههههههههههه)
تا برد بعدی یا حق![]()
![]()
کاریکلماتور
دور كلاش قرمزي،...
آچين و واچين....
با صداي چي؟...
با صداي مرغ.....
يه مرغ دارم روزي 2 تا تخم ميكنه،...
چرا 2 تا؟...
چون دستمال من زير درخت آلبالو گم شده....
شايد پشت كوه انداختي؟...
نه خير ،...
زنجير منو بافتي،...
بله...
بابا اومده،...
با كي اومده؟...
اون كيه باهاش؟...
چي چي آورده؟...
نخود و كيشميش،...
با صداي چي؟...
با صداي گاو،...
گاو همسایه غازه!!!؟
بَعله!... همیشه گاو همسایه غازه!!!
با حال
الهی شمع بشی، پروانه شم، دورت بگردم … بعدش فوتت کنم، خاموش بشی، هرهر بخندم!
قریب به همین چند وقت پیش بود که صبح زود داشتیم مثل هر روز از جلوی دکه روزنامه فروشی محل رد می شدیم که ناگهان با دیدن تیتر یکی از روزنامه های روی پیشخوان چشممان ازحدقه کوبید بیرون. دیدن این تیتر آن چنان سرمست و ملنگمان کرده بود که اصلآ حواسمان نبود وسط خیابان جای بشکن زدن و آواز خواندن نیست و با نگاه های چپ چپ اطرافیان بود که کمی خودمان را جمع جور کردیم. آقایی که بقل دستمان ایستاده بود و داشت با یک دست سیبیلهایش را بالانس میکرد و با دست دیگرش گوشش را پاکسازی میکرد, با دیدن این صحنه خطاب به من گفت که از این جلف بازی ها در نیاوریم و جنبه دیدن یک تیتر ناقابل را داشته باشیم.
همانجا ملتفت شدیم که این آقای سیبیل قشنگ در جریان شرح ماوقع آن تیتر نبوده که این چنین داشت در باب جنبه و این جور چیزها اظهار فضل میکرد. حدسم درست بود...نشان دادن تیتر فوق به رفیق لوتی مسلکمان همانا و غش کردن او در وسط خیابان هم همانا. مردمی که جمع شده بودند تا ماجرا را ببینند هر کدامشان با دیدن آن تیتر برق از سه فازشان اتصالی میکرد و فریاد احسنت و آفرینشان بود که به هوا بلند می شد. پیر مردی که نفس نفس زنان به زور چند جوان که زیر بقلش را گرفته بودند راه میرفت, جلو آمد و جویای ماجرا شد. حرفی نزدم و تیتر را به او نشان دادم ... پیر مرد که انگار روحی تازه از عالم غیب بر جسمش نواخته بودند آن چنان هیجان زده شد که عصا را به گوشه ای پرت کرد شروع کرد به بشکن زدن و بالا و پایین پریدن.هنوز یک ساعتی نگذشته بود که ملت بابت آن تیتر شهر را چراغانی کردند.
همه در حال انجام مقدمات کار بودند و در جستجوی شخص مورد نظر شماره به دست به این سو و آن سوی خیابان میرفتند .در همین لحظه آن آقایی که سیبیلش از حوالی بنا گوشش در رفته بود بالاخره به هوش آمد با حالی نیمه جان که انگار صدایش از قعر چاه به گوش میرسید درباره آن تیتر گفت: "ما کشته مرده ای این قبیل جسارتها هستیم....خدا عمر با عزت بدهد به باعث و بانی اش"یکی دیگر از آقایانی که صورتش با تیغ موکت بری برق انداخته بود اشاره کرد:"به این میگویند اصلاحات اساسی.
آدم اصلاح هم می خواهد بکند اینجوری از بیخ و بن همه چیز را بتراشد."نفر سوم هم که مثل دومی صورتش را با دستگاه چمن زنی سفید کرده بود و علاوه بر آن یک کراوات هم به خودش ضمیمه کرده بود, گلویی صاف کرد گفت :"به این میگویند جامعه مدنی!! مسئولین کشور تازه دارند روشن فکر میشوند." و بعد از این جمله متفکرانه فریاد احسنت و مرحبایش به آسمان بلند شد و بقیه هم به نشانه تاکید با او همراهی کردند. با خودم میگویم در فکر مسئولین کشور این بار به جای لامپ صد, پرژکتور استادیوم آزادی را روشن کرده اند.راستی یادم رفتم بگویم تیتر آن روزنامه چه بود ...قضیه از این قرار بود که وزیر کشور در بیاناتی کوبنده و انقلابی اعلام کرده بود که:" ازدواج موقت باید با جسارت در کشور ترویج شود" با همین افکار به راهم ادامه دادم تا قبل از اینکه این روشنایی ذهن مسئولین فحش و ناسزای جناب مدیر را بابت تاخیر آن روز برایم به ارمغان بیاورد خودم را به اتوبوس برسانم.
بازم طنز!!!
معناي لغوي : خواهر مادر
معناي استعاره اي : هر زني كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .
نقش سمبليك : يك خانم مهربان و دوست داشتني كه خيلي شبيه مادر است و هميشه براي شما آبنبات و لباس مي خرد .
غذاي مورد علاقه : آش كشك.
ضرب المثل : خاله را ميخواهند براي درز ودوز و گرنه چه خاله چه يوز. خاله ام زائيده، خاله زام هو كشيده. وقت خوردن خاله خواهرزاده رو نمي شناسه. اگه خاله ام ريش داشت، آقا داييم بود .
زير شاخه ها : شوهر خاله: يك مرد مهربان كه پيژامه مي پوشد و به ادبيات و شكار علاقه مند است. دختر خاله/پسر خاله: همبازي دوران كودكي كه يا در بزرگسالي عاشقش مي شويد اما با يكي ديگه ازدواج مي كنيد يا باهاش ازدواج مي كنيد اما عاشق يكي ديگه هستيد .
مشاغل كاذب : خاله زنك بازي، خاله خانباجي .
چهره هاي معروف : خاله خرسه، خاله سوسكه.
داشتن يك خاله ي مجرد در كودكي از جمله نعمات خداوندي است .
? - عمه
معناي لغوي : خواهر پدر
معناي استعاره اي : هر زني كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر زني كه مادر چشم ديدنش را نداشته باشد .
نقش سمبليك : به عهده گرفتن مسئوليت در موارد ذيل : ? - جواب همه ي فحش هايي كه مي دهيد. مثال : عمته ... ? - جواب همه ي محبت هايي كه مي كنيد. مثال: به درد عمه ات مي خوره ... ?- توجيه كليه ي بيقوارگي ها/رفتارهاي نامتناسب شما (تنها براي دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتي . ? - خيلي چيزهاي بدِ ديگه. از ذكر مثال معذوريم ...
غذاي مورد علاقه : شله زرد، سمنو .
ضرب المثل : ندارد (تخفيف به دليل تعدد در نقش هاي سمبليك ).
زير شاخه ها : شوهر عمه: يك مرد پولدار كه سيبيل قيطاني دارد و چندش آور است . پسرعمه/دخترعمه: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي حالتان را به هم مي زنند .
مشاغل كاذب : Match-Making
چهره هاي معروف : عمه ليلا .
ترجيع بند : دختر كه رسيد به بيست، بايد به حالش گريست. (شما رو نمي دونم ولي من اينو از عمه ام مي شنوم نه از خاله ام !)
داشتن يك عمه كه در توصيفات فوق صدق نكند جزو خوش شانسي هاي زندگي است .
? - دايي
معناي لغوي : برادر مادر
معناي استعاره اي : هر مردي كه با مادر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد/هر مردي كه پتانسيل كتك خوردن توسط پدر را داشته باشد .
نقش سمبليك : يكي از معدود مرداني كه هر چند به سياست علاقه مند است اما حس گرمي به شما مي دهد، هميشه حرفهايتان را مي فهمد و مي شود پيشش گريه كرد .
غذاي مورد علاقه: فسنجون .
ضرب المثل : عروس را كه مادرش تعريف كنه، براي آقا داييش خوبه. اگه خاله ام ريش داشت آقا داييم بود .
زير شاخه ها : زن دايي: يك زن چاق و شاد كه خيلي كدبانو است و جلوي مادر قپي مي آيد . پسردايي/دختردايي: همبازي دوران كودكي كه در بزرگسالي مثل يك همرزم ساپورتتان مي كنند .
چهره هاي معروف : علي دايي، دايي جان ناپلئون .
ترجيع بند : همه چيز زير سر اين انگليساست .
سعي كنيد حتما حداقل يك دايي داشته باشيد .
? - عمو
معناي لغوي : برادر پدر
معناي استعاره اي : هر مردي كه با پدر رابطه ي گرم و صميمي داشته باشد .
نقش سمبليك : يكي از مرداني كه شما هميشه بايد بهش بوس بدهيد و بعد برويد كارتون ببينيد تا او با پدر حرفهاي جدي بزند. يكي از مرداني كه مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزي مي پزد و هميشه وقتي مي رود پدر ساكت شده، به فكر فرو مي رود .
غذاي مورد علاقه : قرمه سبزي، آبگوشت .
ضرب المثل : عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند .
زير شاخه ها : زن عمو : يك زن خوشگل كه زياد به شما توجه نمي كند و خودش را براي مادر مي گيرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازي دوران كودكي كه اگر تا هجده-بيست سالگي دوام آورده باهاش ازدواج نكنيد خطر را از سر گذرانده ايد .
مشاغل كاذب : بازي در قصه هاي ايراني-اسلامي .
چهره هاي معروف : عمو زنجيرباف، عمو يادگار، عمو پورنگ .
داشتن يك عمو ي پولدار خيلي خوب است .
طنز
یچاره دخترا اگه خوشگل باشن می گن عجب جیگریه! اگه زشت باشن می گن کی اینو می گیره! اگه تپل باشن می گن چه گوشتیه! اگه لاغر باشن می گن چه مردنیه! اگه مودبانه حرف بزنن می گن چه لفظ قلم حرف می زنه! اگه رک و راست باشن می گن چه بی حیاست! اگه یه خورده فکر کنن می گن چقدر ناز می کنه! اگه سری جواب بدن می گن منتظر بود! اگه تند راه برن می گن داره می ره سر قرار! اگه اروم راه برن می گن اومده بیرون دور بزنه ول بگرده! اگه با تلفن کارتی حرف بزنن می گن با دوست پسرشه! اگه خواستگارو رد کنه می گن یکی رو زیر سر داره! اگه حرف شوهرو پیش بکشه می گن سر و گوشش می جنبه ! اگه به خودش برسه می گن دلش شوهر می خواد می خواد جلب توجه کنه ! اگه............چکار کنه بمیره خوبه؟
| چند سوژه دیگه | |
|
78 یا 87 ؟!
یارانه کجا ؟! رایانه کجا ؟!
حالا سوتی بی سوادی
ای بابا !!!
به این میگم نو نهال ناکام !!! فدای راه .... !!! جان؟! باشه سکوت میکنیم 1 دقیقه
نیاین تو !!! کارگاه یا آزمایشگاهه حتما !!! فضولای هیز !!!
شاعر میگه : سوختم و ساختم کارت سوختم رو گم کردم ... حالا یک ماه بنزین ندارم ... بگو چه کنم ؟!
یکم فکر کنید ببینید چی بندازیم توش بهتره !!!؟!!؟
|
حوکهای جدید
| يارو ماشين بانك رو برنده ميشه به زنش مي گه زن وسايل و ساكت رو ببند .زنه خوشحال ميشه مي گه كجا مي خوايم بريم شمال يا جنوب مرده با خونسردي مي گه هر جا مي خواي بري برو فقط از جلو چشام گم شو | ||
| 2 | معتاد | ***** |
| 7/3/2008 | ||
| يه روز از يه معتاد مي پرسن فرق شما با فوتباليستها چيه طرف ميگه كار فوتباليستها تيك نيكيه كار ما پيكني كيه | ||
| 3 | پرواز خر | ** |
| 7/3/2008 | ||
| تا حالا ديدي خرپروازكنه؟........... پس فكر پرواز كردن رو از سرت بيرون كن؟!!!!ههههههيييييي | ||
| 4 | ***** | |
| 7/3/2008 | ||
| تركه ميره واسه تلفن همراه ثبت نام ميكنه، بهش ميگن: تا سه ماه ديگه بهت تحويل ميديم. تركه هم رو كمربندش مينويسه: به زودي دراين مكان يك موبايل نصب خواهد شد!!! | ||
| 5 | ***** | |
| 7/3/2008 | ||
| طرف سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از طرف ميپرسه: شما چي؟ طرف مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم!!! | ||
| 6 | پدر خسيس | **** |
| 7/3/2008 | ||
| روزي پسره ميره كارنامشو نشونه باباش ميده ميگه بابا نگاه كن همه نمراتم 20شده بابا ميگه:اگه 10هم مياوردي قبول بودي واجب بوداينهمه خودكار الگي خراب كني | ||
| 7 | سياه | ***** |
| 7/2/2008 | ||
| از يه سياه پوسته مي پرسن مارك شانپو بدنت چيه ميگه مشكين تاژ | ||
| 8 | انجير | ***** |
| 7/2/2008 | ||
| انجير رو به طرف نشون ميدن ميگن چيه؟ جواب ميده الو بوده چلوندن تو زعفرون خوابوندن بهش كنجد مالوندن يه چوب تهش چپودن تازه شده گلابي! | ||
| 9 | ! ! ! | ***** |
| ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ | 7/2/2008 | |
| آرزوي خرس پاندا اينِكه براي يكبار هم كه شده عكس رنگي بندازه ! ها ها ها ها ها ها ها | ||
| 10 | پنالتي | ***** |
| 7/2/2008 | ||
| ميدوني فرق شما با پنالتي چيه پنالتي 50% 50% گله ولي تو صد در صد گلي | ||
| 11 | --------- | ***** |
| 7/2/2008 | ||
| طرف به دوس دخترش زنگ ميزنه ميگه بيا خنمون هيچكي خونه نيست دختره هم خوشحتا ميشه ميره اونجا در ميزه ميبينه اهه كسي درو باز نميكنه و به دوستش زنگ ميزنه ميگه تو منو سر كار گذاشتي ديروز اومدم كسي نبود اونم ميگه خوب من گفتم كسي خونه نيست. | ||
| 12 | هنر | ***** |
| 7/2/2008 | ||
| بنازم هنر شمشير را كه يكي را دو ميكند و بنازم هنر عشق را كه دو را يكي ميكند. | ||
| 13 | ميخ | *** |
| 7/2/2008 | ||
| دوتاميخ مي افتند ته دريازنگ مي زنند در ميرن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! | ||
| 14 | داماد | ** |
| 7/1/2008 | ||
| به يك يارو ميگن بلاخره دخترت به كي دادي ؟ ميگه غريبه نيست دامادمونه !!!!!!!!!!!!! | ||
| 15 | شيرياخط | ***** |
| 7/1/2008 | ||
| همسر= چيكار ميكني عزيزم. مرد=دارم شير يا خط مي اندازم اگر شير امد توضرفها را ميشوري اگر خط امدمن ميرم مي خوابم | ||
| 16 | اس ام اس | **** |
| 7/1/2008 | ||
| سرسبزترين خيار تقديم تو باد آواز خوش شغال تقديم تو باد گويند لحظه اي ايست آمدن سوسك آن لحظه هزاران بار تقديم تو باد | ||
| 17 | ! ! ! | ***** |
| ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ | 7/1/2008 | |
| ْْيه روز يه مرده بوده , الآن هم هست ! هه هه هه هه هه هه هه ببخشيد ديدم هچكس نخنديد خودم خنديدم . | ||
| 18 | چيستان | * |
| 7/1/2008 | ||
| يه وسيله نام ببر كه نابيناها هم با آن مي توانند رانندگي كنند؟ . . . . . . . . . . قطار | ||
| 19 | عمر ماره | **** |
| 7/1/2008 | ||
| از يه مار ميژرسن نظرتونه در مورد عشق چيه؟ ميگه بسوزه پدر عاشقي. هشت سال به پاي دختر همسايه نشستم ديروز فهميدم شيلنگه | ||
| 20 | سرباز | ***** |
| 7/1/2008 | ||
| يه بار يه نفر مي ره سربازي دور كلاش قرمزي | ||
| 21 | معتاد | ***** |
| 7/1/2008 | ||
| به معتاده ميگن : با اعداد 45 - 46 - 47 - 48 جمله بساز ميگه : چلا پنجه مي كشي ؟ چلا شيشه ميشكني ؟ چلا حف نمي زني ؟ چلا هشتي ناراحت ؟!! | ||
| 22 | خر | ***** |
| 7/1/2008 | ||
| يه روز يه نفرميره خرش بفروش حواسش پرت ميشه ميبينه خره داره پولار ميشماره) | ||
| 23 | جوك | **** |
| 6/30/2008 | ||
| دو تا خجالتي با هم ازدواج ميكنند بچشون آب ميشه هه هه هه | ||
| 24 | ----------- | **** |
| 6/30/2008 | ||
| يارو مي ره كتابخونه كتابشو پس مي ده و ميگه: شخصيت زياد داشت اما داستان نداشت . كتابدار ميگه: پس تو بودي دفترچه تلفن منو بردي | ||
| 25 | ....... | ***** |
| به طرف ميگن اينجا چيكار ميكني؟ ميگه پس كجا چيكار كنم؟ | ||
بازم جوک
می گه:زنم را بردم کیش
طرف میگه:بابا دمت گرم امسال چه کار می کنی؟
میگه: میرم از کیش میارمش
|
چند شب پیش در میان مریض ها منشی ام وارد شد گفت یک آقایی که ماهی بزرگی در دست دارد آمده است و می خواهد شما را ملاقات کند.
دکتر نظام وظيفه پسر لاغری را معاينه کرد و در برگه نوشت : معاف، به دليل ضعف جسماني مردي بدهي و قرض زياد داشت رفت ماشين مدل بالا خريد! زنش پرسيد : آخه مرد با اين وضعي که ما داريم چه وقت ماشين مدل بالا خريدن بود؟ مرد گفت : ماشينو خريدم تا سريع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم
قضنفر رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل!!!
يارو زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین
به عضنفر میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!
دو تا دانمارکی با هم همسایه بودن ... هر سی ثانیه برق یکیشون می رفت ... تحقیق می کنن می بینن از چراغ راهنمایی برق ميدزدیدن
تُو قلبمی ، تُو خونمی ، تُو تموم وجودمی ........ رفتم دکتر ، ميگن انگل داری
غضنفر ميره رستوران، گارسون ميخواد بزارتش سر كار ميگه: غذاي امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه : «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چي به طرف ميگن درد عشق بدتره يادرددندون؟ميگه هنوزتواتوبوس جيشت نگرفته!
| ||||
چاخ سلامتی!!!
حالا که حرف از فوتبال زدم لازم شد چنتا عکس فوتبالی واستون بزارم:





جوک جدید
سوال كنكور سال 86 1- انرژي هسته اي حق مسلم .......... الف- ماست ب - شير ت -پنير د - هر سه مورد
برداشتن قدم های بزرگ در زندگی... . . . پــاره شدن شلـــوار را در پی دارد
يك مار به حمام زنونه ميره همه جيغ ميكشند ماره ميگه نترسيد من كبرا هستم
يه غضنفر ميميره. شب اول قبر 62 تا فرشته ميان سراغش. 2 تاشون سوال مي کردن 60 تاشون حاليش مي کردن
غضنفر بابا ش ميميره هفتش خيلي شلوغ مي شه واسه چهلم بليط مي فروشه
پليس به غضنفر: اينجا ماهيگيري قدغنه!!! غضنفر: ولي اينجا تابلو نزدين پليس: نزديم که نزديم، زود باش از بالاي اون آکواريوم بيا پايين
غضنفر به دختره ميگه بوس ميدي؟ ميگه نه! غضنفر ميگه به جهنم بخاطر خودت گفتم من خودم زن دارم
به غضنفر يه ماشين مي دن که فرمونش سمت راست بوده بعد يه مدت ازش مي پرسن چطوره؟ ميگه خوبه ، فقط هر وقت تف مي کنم ميفته روي زنم
يه غضنفر مياد تهران يه دونه پرشيا صفر مي بينه ميزنه شيشه هاشو خورد مي کنه صاحبش مي گه چرا اين کارو کردي؟ مگه مرض داري؟ غضنفر مي گه اه مال تو بود فکر کردم مال شوکته
يک بار يک غضنفر زنگ ميزنه تاکسي تلفني ميگه اقا ماشين داريد. مردي که پشت تلفن بوده جواب ميده بله. غضنفر ميگه خوش به حالتون ما نداريم
غضنفر باباش ميميره ميخواسته خاکش کنه جو ميگيرتش باراندازش ميکنه
مي ره توالت افتاب رو مي شکنه يکي مي گه چرا افتابه رو شکوندي؟ مي گه ايلده واسه من فيگور مي گيره پدر سگ
غضنفر رو برق 3 فاز مي گيره پرت مي کنه بلند مي شه مي گه اگه مردين يه فاز يه فازبياين جلو
غضنفر واسه رفيقاس خالي مي بنده مي گه: من هر دو هفته يک بار مي رم ژاپن رفيقاش مي گن اگه راست مي گي اسم يکي از خيابوناش رو بگو؟ غضنفر يه خورده فکر مي کنه بعد مي گه: اهان خيآبون شهيد بروسلي
غضنفر ميره تو خيابون مي بينه نوشته: سيو همان سيب است ميگه: دروغ ميگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود
به غضنفر مي گن شما ايميل دارين؟ مي گه نه خيلي ممنون من تازه غذا خوردم نوشجان
غضنفر تو جوي آب تف ميکنه ميره دنبالش پاشو بگذاره روش
غضنفر تو خواب دعواش مي شه شب بعد با بچه محلاش مي خوابه
غضنفر مي خواسته خودکشي کنه مي ره تو گلدون مي گه به من اب ندين
غضنفر عاشق مي شه روي در خونشون تابلو مي زنه بزودي در اين مکان عروسي برگزار مي شود
غضنفر رو برق مي گيره مامانش مي گه ننه جون ولش نکن همين بود که باباتو کشت
غضنفر از تاکـ..سي پياده مي شه درو محکم مي بنده مي گه پدر سگ خودتي راننده ميگه من که چيزي نگفتم.غضنفر مي گه بعدا که مي گي
غضنفر جلو در دبيرستان دخترونه ميوفته تو جوب واسه اينکه ضايع نشه مي گه: هرکي منو دراورد مال خودش
به غضنفر ميگن اين خيابون کجا ميره ؟ ميگه من 40 ساله تو اين خيابون زندگي ميکنم تا حالا نديدم جايي بره
غضنفر سکه ميندازه صندوق صدقات سوارش مي شه
غضنفر با دوست دخترش رفته بوده بيرون يه دفعه مي خوره زمين واسه اين که کم نياره مي گه حرکتو حال کردي
غضنفر با کُت وزير شلواري تو خونشون نشسته بوده. ازش ميپرسند واسه چي تو خونه کت پوشيدي؟ ميگه: آخه شايد مهمون بياد! ميپرسن پس چرا ديگه زير شلواري پوشيدي؟! ميگه: خوب شايد هم نياد
غضنفر ميره تو صف نونوايي، شاطره ميگه: نون تا اينجا بيشتر نميرسه، بقيه برن. غضنفر ميگه: ببخشيد ميشه جمعتر وايسين نون به ما هم برسه
غضنفر به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا کردم چيکارش کنم؟ ميگه ببرش باغ وحش فردا رفقيش مي گه برديش؟ غضنفر مي گه: آره. تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
غضنفر خواب ميبينه داره بازي ميکنه باباش رو ميکشه ميره مرحله بعد از خواب بلند ميشه ميبينه باباش جلوش نشسته ميگه اه سيو نکردم
غضنفر از زمين و زمان گله مي کرده مي گه: چه دنياي بدي شده ادم نمي تونه به هيچ کـ..س اعتماد کنه از صبح تا حالا از 10نفر ساعت پرسيدم هر کدوم يه چيز مي گن نمي دونم حرف کدوم رو باور کنم؟
غضنفر اسم نويسي ميکنه واسه موبايل… ميگه: خدا کنه نوکيا در بياد
بچه ي غضنفر به باباش ميگه: بابا چرا ما هم مثل بقيه با هواپيما نميريم کانادا؟ غضنفر ميگه: خفه شو بچه، شنا کن
از غضنفر مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه
يه غضنفر مي بينن طناب بسته به کمرش ميگن چرا اينکارو کردي ؟ ميگه مي خوام خودکشي کنم! ميگن چرا دور کمرت؟ ميگه بستم دور گردنم ديدم دارم خفه ميشم بازش کردم
زن: مرد چرا کولر نمي خري ؟ غضنفر: به درد نمي خونه اونايي هم که دارن گذاشتن رو پشت بوم
غضنفر کيس کامپيوترشو مي بره نمايندگي ميگه: آقا اين اين خرابه مي پرسن چرا؟ جواب ميده: چند روزه جا ليوانيش بيرون نمي آد
به غضنفر ميگن با نجيب جمله بساز. ميگه شلوار من نه زيپ داره نه جيب
يه غضنفر و يه عربه داشتن با هم دعوا ميکردنو به هم فحش ميدادند.غضنفر شروع ميکنخ به خنديدن ميگن چرا ميخندي؟ميگه آخه من دارم بهش فحش ميدم اون داره برام قرآن ميخونه...
غضنفر مياد تهران، يه دختر خوشگل ميبينه، ميگه: اين دوست دختر که ميگن شمايي؟
غضنفر قلکش پر ميشه، 500 تومن سر ميده، با يه قلک نو عوض ميکنه
غضنفر سرش رو بي آب شامپو ميکنه. ميگن چرا بي آب؟ ميگه: چون روش نوشته مخصوص موهاي خشک
غضنفر ميره لايه ازون رو بدوزه، اما بر نميگرده. ميبينن لايه ازون رو از بيرون دوخته
غضنفر آنتي بيوتيکشو سر وقت نميخوره، ازش ميپرسن چرا؟ ميگه: ميخوام ميکروبها رو غافلگير کنم!
غضنفر ميره بقالي ميگه: نوشابه خانواده دارين. بقاله ميگه: آره. غضنفر ميگه: به مجرد ها هم ميدين؟
غضنفر اپليکيشن فرم پر ميکنه ، جلوي سکـ..س مي نويسه: بله خيلي زياد
به غضنفر ميگن: دو دو تا؟ ميگه: بيخيال. کلمه بگو جمله بسازم
به غضنفر ميگن: ناف تهران کجاست؟ ميگه: يه کم بالاتر از برج ميلاد
غضنفر سوار تاکسي ميشه درو نميبنده. راننده ميگه: درو ببند. غضنفر ميگه: زرنگي؟ ميخواي دربست حساب کني؟
غضنفر توالت ميساخته. آجر کم مياره. اوپن ميسازه
غضنفر شماره تلفن پيدا ميکنه. زنگ ميزنه ميگه: من شماره تونو پيدا کردم. آدرس بدين تا واستون بيارمش.
غضنفر تاکسي دربست ميگيره. از پنجره سوار ميشه
به غضنفر ميگن: نظرت راجع به آتروپات چيه؟ ميگه: راستش يخمک خوشمزه تره
غضنفر از جهنم ميره دم در بهشت، ميگه: يخ دارين؟ ميگن: داريم نميديم! غضنفر ميگه: ايلده فردا صبح که اومدين آب جوش بگيرين منم نميدم
غضنفر داشته شناي قورباغه ميرفته، لک لک مياد ميخوردش
غضنفر ميميره، عکسشو نداشتند بذارن رو قبرش، تا گردن دفنش ميکنند
به يه غضنفر مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
يه روز غضنفر پاش درد ميکرده تو جورابش قرص بروفن ميندازه
غضنفر داشته نوار نوحه گوش ميداده ميزنه اخرش ببينه شام ميدن يا نه
غضنفر مست ميکنه شنگول ميشه گرگه مياد ميخورتش
غضنفر ميره پمپ بنزين. يارو به غضنفر ميگه آقا سوپر بزنم يا معمولي غضنفر ميگه معمولي بزن خانواده تو ماشين نشسته
تو اردبيل به مناسبت ميلاد امام علي به همه ي اونهايي که اسمشون ميلاد بود جايزه دادن!
غضنفر زنگ ميزنه آژانس انرژي اتمي ميگه البرادعيه؟ يارو ميگه آره. ميگه دکتر غضنفر؟ يارو ميگه آره. غضنفر ميگه تو اگه دکتري پس چرا تو آژانس کار مي کني؟!
غضنفر رستوران ميزنه، رو درش مينويسه: وقت نهار تعطيل است
يه روز يه غضنفر از يه پسره ميپرسه بچه کجايي؟ ميگه بچه امام حسين. غضنفر ميزنه زير گريه و پسره رو بغل ميکنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!
به يه غضنفر مي گن چرا ميري سربازي ، ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش
غضنفر ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميکنيم باهاش قايق درست ميکنيم. غضنفر هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شکمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميکنم
دو تا ماشين با هم تصادف ميکنند و دست بر قضا، يکيشون ترکبوده. افسر مياد و ميپرسه: کدومتون مقصر بوديد؟ غضنفر ميگه: من خواب بودم، نديدم مقصر کي بود!
غضنفر ميره خياطي ميگه: با اين پارچه برام يه کت و شلوار بدوز، فردا نيام بگي سوزنم شکست، برق نبود، چرخم خراب شد، اصلا پدرسگ نميخواد بدوزي، پارچه رو بده.
غضنفر با ماشينش ميزنه به يه زنه، زنه ميگه: آي دستم، آي پام، آي سرم! غضنفر ميگه پاشو، پاشو، اين ادا بازيها رو واسه حسن جوهرچي در بيار (او يک فرشته بود).
غضنفر ميخوره به ديوار ميگه ببخشين
به غضنفر ميگن اسم يه پستاندار بگو که پرواز ميکنه?غضنفر ميگه:مهماندار ه
به ياد داشته باش : به خدايت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است، به مشکلاتت بگو که چقدر خدايت بزرگ است
خدا هيچوقت از تو سئوال نمي کنه که چه نوع ماشيني رو روندي؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد که چند نفر رو که وسيله نداشتند به مقصد رسوندي؟
چشمهاي تو مثل درياست... اجازه ميدي جورابامو توش بشورم؟
محبت از درخت آموز که حتي سايه از هيزم شکن هم بر نمي دارد
قدرت ديد خانومها: يک تار مو را روي کت شوهرشون ميبينن اما يه تير چراغ برق را هنگام رانندگي نميبينن
اون چيه که لاي سينه رد ميشه.. روي رون کشيده ميشه..يهو ميره توووو قفل ميشههه...هي عمووووووووو چقدر فکرت منحرفه، کمربند ايمنيه ديگه
خيلي دوست دارم با تو برم ماهيگيري، آخه هيچکس مثل تو کرم نداره
غضنفر ميره ميوه فروشي، ميگه: حاجي يک کيلو ازين ليموها به ما بده. ميوه فروشه بهش برميخوره، ميگه: ليمو چيه مرد مؤمن؟! بگو سينه نيکل کيدمن!! غضنفر هم ميگه: باشه بابا، يک کيلو از همونا بده! درضمن، قربون دستت، يک کيلو هم گيلاس بده. باز ميوه فروشه بهش برميخوره، ميگه: آقاجان گيلاس چيه؟! بگو لپاي مدونا!! غضنفر هم ميگه: باشه بابا، از همونا. بعد غضنفر کيوي ميخواسته، ميگه: قربونت حاجي، يک کيلو هم از اون تخماي نلسون ماندلا بده!
پسر غضنفر ميره پيش يک افسره پليس، ازش ميپرسه: ببخشيد ساعت چنده؟ يارو ميگه: ده دقيقه به ده. ميگه: ساعت ده بيا بکنمت! بعد هم ميزنه به چاک، افسره هم ميفته دنبالش. پسره ميدوه تو خونشون، درو پشت سرش ميبنده. پليسه در خونه رو ميزنه، غضنفر مياد دم در، ميگه: بعله؟ افسره نفس-نفس زنان ميگه: آقا اين چه وضعيه؟! پسرتون به من گفته ساعت ده بيا بکنمت!! غضنفر هم ميگه: خوب بابا چه خبرته؟! هنوز که پنج دقيقه مونده!
يه روز غضنفر ميره داروخانه ميگه اقا ببخشيد کاندوم دارين دکتوره که فارس بود ميخواد غضنفر رو دست بندازه ميگه: داريم عزيزم ولي انواع مختلفه ميخي گيفي عسلي و... داريم. از کدوم يکي بدم. غضنفر ميگه:والاه منکه از اينجور چيزا سر در نميارم ولي فکر کن. طرف خواهر مادر خودته يچيز خوب بده.
يه ايروني، يه آلماني، يه اسپانيايي و يه غضنفر سوار هواپيما بودن که زير هواپيما درمي ره، همه، حتي خلبان، از ميله بالاي هواپيما آويزون مي شن، خلبان مي گه: يکي از شماها بايد از هواپيما بپره بيرون، غضنفر يه مي گه: من مي پرم به يه شرط: همه تون برام کف بزنين، همه براش کف مي زنن و سقوط مي کنن
يه روز يه غضنفر که فلج بوده ميره مرقد امام رضا و داشته گريه ميکرده و از امام شفاعت ميخواسته که يه خانم هم مياد و کنارش دعا ميکنه که اي امام معصوم من بچه دار نميشم کمکم کن تا بچه دار شم , غضنفر عصباني ميشه و ميگه خانوم اينجا بخش اورتوپديه , زنان زايمان اونطرفه
به غضنفر مي گن اون جهنمه اون بهشت کدومشو مي خواي بري. غضنفر مي بينه جهنم خيلي رديفه و کلي حوري ريختن توشو دار و درخت و از اين حرفا. ميگه مي رم جهنم. تا پاشو ميزاره آتيش و اين حرفا ميريزه سرش. ميگه چي شد. مي گن آخه چند وقت بود کسي نمي اومد اينجا رفته بود رو اسکرين سيور
غضنفر تو قرعهکشي بانک ماکسيما برنده ميشه. روزي که ميخواستن تحويلش بدن ميگه اينو آبي کنين من فردا ميام ميبرمش. ميگن بابا اين نقرهايه، بهترين رنگه، آبيش کنيم؟ ميگه آره. من فقط آبي تحويل ميگيرم. خلاصه فرداش مياد و ماشين رو آبي شده تحويلش ميدن. ميگه به به. ببينيد.... حالا شد مثل نيسان!
براي ترك زبانها : حتما به زبان تركي ترجمه كنيد دختر ترك به پسر ترك : ديگر مرا نمي شماري ديگر به من صورت نمي دهي يا مرا بخر يا بدوان پسر ترك به دختر : من تو را رقصاندم مادرت به من خورشيد نمي دهد برادرانت طنا بم را بريدند حالا بمان سوزان سوزان
يك قزويني برنج تبرك مي خره مياره تو خونه باز ميكنه داد ميزنه پس حميد كو؟
دختر به پسر ببین با من ازدواج کن من همه چیز دارم خونه ماشین و ... تازه بچه هم دارم.
هزار دهقان برای باریدن باران دعا کردند . . . باران نیامد ! خدا به فکر کودکی بود که چکمه اش سوراخ بود . . .
سلام سلامتي مياره . سلامتي نشاط مياره ، نشاط شادي مياره ، شادي زندگي مياره ، زندگي زن مياره ، زن بچه مياره ، بچه دردسر مياره ، دردسر بدبختي
ميدوني چرا خدا به همه دو تا دست , دو تا پا , دو تا چشم داده , اما فقط يکي دونه قلب داده؟ براي اين که بگردي , اون يکيش رو پيداکنی :
مورچه داشتـه دونه ميبرد ازش ميپرسند دونه را از كجا اوردي ميگه: حميد
SMS :يك ترك پسرشو ميبره انگيليس تا انگليسي ياد بگيره بعد از يك سال ميره به پسرش سر بزنه بچه انگليسيا داد ميزنند محقلي محقلي دور گل بابان گليب (شكور
کي دلش به حال ماهي ميسوزه،يکي دلش به حال ماهيگير ميسوزه اما هيچکس دلش واسه تو که سر قلاب بسته شدي نميسوزه
از يكي پرسيدند تشابه انرژي هسته اي با زن دوم مرد چيست ؟جواب داد : هر دو حق مسلم ماست
به يك ترك گفتند شما جرا فارسي بلد نيستيد ؟ گفت من حضرت سليمان نيستم كه زبان هر حيواني را بلد باشم .
تو را از گل. نه از گل آفريدند. تو را از عطر ياس و سنبل آفريدند. نمي دانم تو را با اين همه حسن!!!! چرا قدري خل و چل آفريدند
آرزو دارم عمرت دراز وسفيد ومفيد باشد مثل كاغذ دستمالي توالت .
مردي كه در و پنجره مي ساخت رفته بود خواستگاري، پدر عروس پرسيد : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ويندوز نصب مي کنم!!!
يه نفر شب اول عروسي اش حرفي براي گفتن نداشته ميگه:ببخشيد خانواده خبر دارن اينجايين؟!...
آيا مي دونيد چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ براي اين که شوهرش آدم بوده.
روزي نه نه حوا مي ره دم خونشون، در مي زنه، بعد حضرت آدم مي گه: کيه؟ نه نه حوا مي گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعيد فلاح
عروس رفته بود گل بچينه مامور شهرداري گرفته بود
به آقايي در ماشين كه در برف گير كرده بود مي گويند پياد ه شو زنجير بزنيم . همان آقا مي گويند نه! بيرون سرده در ماشين بشينيم سينه بزنيم
به يك نفر ميگويند زنت در خانه هنگام چيدن كلابي در حياط از نردبان افتاده حالش وخيم است
مرد زود وسايل اش را جمع مي كند به طرف خانه تند ميدود در وسط راه مي ايستد مي گويد ما تو حيا ط گلابي نداريم ولي باز شك ميكن تند ميدود و باز مي ا ايستد ميگويد اي بابا ما اصلا نردبان نداريم ولي باز شك ميكن شايد از همسايه گرفته باشند
تند شروع به دويدن ميكند باز مي ايستد ميگويد اي با با من كه اصلا زن ندارم
به يك نفر ميگويند زنت در خانه هنگام چيدن كلابي در حياط از نردبان افتاده حالش وخيم است
مرد زود وسايل اش را جمع مي كند به طرف خانه تند ميدود در وسط راه مي ايستد مي گويد ما تو حيا ط گلابي نداريم ولي باز شك ميكن تند ميدود و باز مي ا ايستد ميگويد اي بابا ما اصلا نردبان نداريم ولي باز شك ميكن شايد از همسايه گرفته باشند
تند شروع به دويدن ميكند باز مي ايستد ميگويد اي با با من كه اصلا زن ندارم
يروز يك مرد ميره به غذاخوري ميگه يدونه كباب بيار . كبابو ميارن و ميخواد بخوره ولي ميبينه مو ازش بيرون مياد ميگه اينو عوض كن يكي ديگرو ميارن از اونم مو مياد اين خودبهخود ميگه برم ببينم چرا مو پيدا ميشه از اينا ميره ميبينه كه آشپز دست نداره كبابو صاف كنه مزاره زير بغلش صاف ميكنه
یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی
یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به اندازه 5 تومن دنده عقب برید
بچه اصفهانیه توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟
اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!! میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم
به يك ترك گفتند بابا شدي . تركه ميگه به زنم نگوييد ميخوام سوپرايز ش كنم
يه آقايي براي تسليت گفتن، مي خواست بره خونه کسي که به تازگي زنشو از دست داده بوده ولي اشتباهي مي ره خونه آقايي که دوچرخه شو گم کرده بود، بهش تسليت مي گه ولي طرف با کمال خونسردي مي گه: نه آقا راحت شدم از دستش، جلوش تاب داشت، تهش باد مي داد و تازه هرکي مي رسيد، مي پريد روش.
يكي ميره شكار شير. وقتي شير و مي بينه تفنگ گير ميكنه شير جلو مي آيد ميگه مي خورمت . شكارچي التماس ميكنه . آخر يك بار شلوارش و پايين ميكشه. روز دوم براي انتقام از شير دوباره ميره جنگل . باز وقتي شير را ميبيند تفنگ گير ميكند . در اين موقع شكارچي شلوارش را زود پايين ميكشد شير ميگه بگو ببينم . آمدي -BADWORD- بدهي يا شير شكار كني
يه روز به يک مرد مي گن: يک جمله بساز که توش آب باشه؟
مي گه: لوله آب.
يک روز، يک پرتغال خودشو مي زنه به ديوار، اون يکي پرتغال مي گه: چرا خود تو مي زني به ديوار؟
مي گه: چون مي خوام پرتغال خوني بشم.
يه روز، يه چس ويک گوز مي رن يه مردي رو بکشند، چس به گوز مي گه: تو صداش کن، من خفش مي کنم.>
كمد سازي به آشپز خانه اي كمد نصب ميكند وبه خانه اي خود بر ميگردد به كمد ساز خانمي زنگ ميزند مي گويد: آقا كمدي كه نصب كرده اي وقتي اتوبوس رد ميشود كمدها در آشپز خانه لرزش دارند شايد محكم نصب نشده . كمد ساز بر مي گردد به همان محل نصب و به خانم مي گويد من توي كمد ميشينم اگر اتوبوس رد شد ببينم لرزش وصدا از كدام قسمت كمد است وقتي كمد ساز داخل كمد مينشيند مرد خانه وارد منزل مي شود و به آشپزخانه رفته در كمد را باز مي كند و مردي را در داخل كمد ميبيند و به او مي گويد تو اينجا چه كار مي كني ؟ كمد ساز مي گويد : اگر راست هم بگويم حرفمو باور نخواهي كرد ولي بخدا من در داخل كمد منتظر اتوبوس هستم
دزدي پول هاي مردي رو مي دزده و فرار مي كنه.
مرده دنبال دزده مي دوه و داد ميزنه: آي دزد.......
يهو دزده مي ايسته و پول ها را به سمت مرده پرت مي كنه و مي گه : بيا نديد بديد !!!
اولي: زودباش قطار ميره
دومي :کجا ميخواد بره بليط دست منه .
يكي ميره شكار شير. وقتي شير و مي بينه تفنگ گير ميكنه شير جلو مي آيد ميگه مي خورمت . شكارچي التماس ميكنه . آخر يك بار شلوارش و پايين ميكشه. روز دوم براي انتقام از شير دوباره ميره جنگل . باز وقتي شير را ميبيند تفنگ گير ميكند . در اين موقع شكارچي شلوارش را زود پايين ميكشد شير ميگه بگو ببينم . آمدي كون بدهي يا شير شكار كني
يه کوره مي ره آشپزخونه، دستش مي خوره به رنده، مي گه: اين چرت و پرت ها چيه اين جا نوشتن!
يه سوسکه مي ره جلوي آينه، ميگه: واي سوسک!!
يه آبشار رژيم مي گيره، تف مي شه.
يه اصفهوني موز ميخوره، معدش تعجب ميکنه.
يه اخي ميره پنجاه تومن ميندازه صندوق صدقات، ميبينه قوچعلي داره از اون ور خيابون بهش مي خنده، فکر ميکنه کم انداخته، يه دويست تومني ميندازه، مي بينه قوچعلي باز داره مي خنده، فکر مي کنه ضايس، يه پونصد تومني در مياره، مي بينه باز مي خنده، خلاصه يه هزاري در مياره ميندازه تو صندوق، مي بينه قوچعلي دلشو گرفته قاه قاه مي خنده. ميره اون ور خيابون به قوچعلي ميگه: آخه آمو براي چي مي خندي؟ کار من کجاش خنده داره؟
قوچعلي ميگه: ه ه ه ...اين خو گوشي نداره.
يکي تو مسابقه ۲۰ سوالي شرکت مي کنه، از قبل با پارتي جوابو که ۲چرخه بوده بهش ميگن و ازش ميخوان براي اينکه کسي نفهمه چندتا سوال الکي بپرسه. طرف ميگه:
-هويجه؟؟؟ ميگن نه . ميگه پس دوچرخست........
يه روز يزديا ميان تهرون ، به تهرونيا مي گن: شما چرا از ما يزديا جك نمي سازين و فقط جك هاتون از غضنفر و قوچعلي يه؟
تهرونيا مي گن : شما هم بايد يه سوتي بدين ، بعدا برا شما هم جك مي سازيم.
خلاصه بعد از مدتي يزديا ميان تهرون مي گن: آقا بيايين يزد ، ما وسط كوير سد زديم. تهرونيا ميرن يزد كه سد رو ببينن و از يزديا جك بسازن. ميرن وسط كوير ، مي بينن بله، يه سد وسط كويره ، يهو نگاه مي كنن ، مي بينن بالاي سد غضنفر و قوچعلي نشستن دارن ماهي مي گيرن!!
يه روز يه زنه پا شو ميذاره روي سو سک .
بعد سو سکه بلند مي شه و مي گه پهلو انان
نمي ميرند
روزي گوسفندي نخ ميخوره، تسبيح پس مي ده.
يه روزي غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازي ميکنه جو زده ميشه بچشو ميخوره
يه روز از ۱۱۰ ميان يه مرده رو بگيرن مرده مي زنه مامور ۱۱۰ رو ميکشه بعد از اون ميگفتند پليس ۱۰۹ ها ها ها ها
يه آبادانيه وسط خيابون ايستاده بوده يه هو مي بينه سيل داره همه جا رو مي گيره . عينک ريبونشو در مي آره مي زاره رو دمپايي ابريش هل مي ده رو آب مي گه تو خودته نجات بده مو يه خاکي تو سروم مي کونوم
به قوچعلي ميگن شما ها بينتون آدم مشهور هم هست ؟
قوچعلي ميگه : ها بو نه پس سوفيا ...؟ ... هاردي اينا کين ؟
گرگه ميره دم در خونه شنگول و منگول ميگه منم منم مادرتون زود باشين در رو باز كنين. شنگول ميگه غلط كردي ما آيفون تصويري داريم
يه روز يه مرده مي ره نونوايي ديد صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ايستاد و گفت : " آقا مادرم گفت يه نون بدين"
يارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصيحت مي كرده، مي گه: پسرم خواستي زن بگيري، برو از فاميل زن بگير.. ببين تو همين دور وبر خودمون، داييت رفته زن داييت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتي خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!
عربه داشته زن مي گرفته، ازش مي پرسن: جشن عروسيت رو كجا مي گيري؟ مي گه: تو يك مدرسه! مي گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه مي گه: ولك آخه خـَيـلي كلاس داره!
ميزبان از يكي از مهمانها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه ديروقته، همسايهها ناراحت ميشن. ميزبان گفت: اصلاً مهم نيست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس ميكنه
چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و ميپرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا ميگن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نميزنند.
غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، با هم حرف نميزدند. زن غضنفر وقتي شب ميره بخوابه، يك يادداشت براي غضنفرميگذاره كه: منو فردا ساعت ۶ بيدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا ميشه، ميبينه غضنفر براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!
يه بار تو آبادان مسابقه تقليد صداي داريوش برگزار ميشه، داريوش مياد چهارم ميشه
يک روز پلنگ صورتي ميره سر خاکه باباش ميگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام
يه روز به يک خرگوشه مي کن چرا هويج مي خوري مي گه هوي جوري
روزي به مرده مي گو يند چه پفکي رو دوست داري ميگه
سي توز
مردي بود که زماني که هوا رعدو برق ميزد سرش و ميکرد بالا مي خنديد
بهش گفتن چرا اين جوري ميکني
گفت:مگه نمي بيني دارن عکس ميندازن
يارو مي ره تو يك قهوهخونه، به قهوهچي مي گه: داش حال مي كني يك جك عربي بگم؟! قهوهچيه مي گه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز مي خواي جك عربي تعريف كني؟! يارو مي گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!
يه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج مي کنند . باباي جوجه خروسا به اولي مي گه چرا اخراجت کردند؟ مي گه يکم از پرام ريخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به دومي مي گه تو رو چرا اخراج کردند؟ ميگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوي صورتم فکر کردند راپيستام اجراجم کردند . باباي جوجه خروسا به سومي مي گه چرا اخراجت کردند ؟ ميگه اخه عکس جوجه مرغ تو کيفم بود
به يکي ميگن با ريلکس جمله بساز.ميگه:رفتيم باغ وحش با گوريل عکس انداختيم.
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمي سازند خانه مي سازند
به صدام ميگن شما چه طوري در اين گير و دار فرار کرديد ؟ صدام ميگه موتور سيکلتم تلاشه
به يکي ميگن با لجن جمله بساز ميگه همه تو ايران با من لجن
به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، مي گه: آخ جون... از فردا تريپ مشكي
آبادانيه مي خواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد مي زنه درازش ميك نه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، مي گه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش مي كنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي گه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پي چوندي!
يه مرده ميره حموم پاش ميره رو صابون مي خوره زمين ديگه نميره حموم
يه روز يه بابايي پاش درد ميکرد تو جورابش قرص بروفن انداخت!!
يه روز به يه لاک پشت ميگن دروغ بگو . ميگه دويدمو دويدم
يک مرده يک مار رو اذيت ميکنه ماره ميگه سرطان بگيري
يه روز يه نفر زنگ ميزنه مخابرات مي گه :
آقا ببخشيد , شما شماره اکبر آقا رو داريد .
تلفنچي مي گه : نه
مرد ميگه : پس لطفا يادداشت کنيد
به يکي ميگن :نظرت درباره نوشابه چيه؟
ميگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولي حيف برق نداره.
به يکي ميگن:نظرت درباره خليج فارس چيه؟
ميگه:خيلي خوبه ولي بايد اسفالت بشه.
پسره به باباش ميگه:بابا ميخوام برم دانشگاه نظرت چيه؟
باباهه ميگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نميشه برو.
به يکي کارت تلفن ميدن . کارت پرس ميزنه.
يکي خودکارش تموم ميشه.ترک تحصيل ميکنه.
به يکي ميگن:اگه دنيا رو بهت بدن چيکار ميکني؟
گفت:ميفروشمش ميرم اروپا.
يه روز به يك اسكلت مي گن دروغ بگو مي گه :
تپلوام تپولو صورتم مثل هلو
از سه نفر پرسيدند: شماها كي بدنيا اومده ايد؟
اولي: نيمه اول سال
دومي: نيمه دوم سال
سومي: در وقت اضافه.!!!!
يك روز به يك جواني مي گويند :
آقاي محترم جلوي پمپ بنزين سيگار نكش.
جوان جواب مي ده : برو ببينم من جلوي بابام هم سيگار مي كشم.!!!
يه روز قوچعلي و يه تهروني و يه اصفهوني ميخوان برن پيك نيك قوچعلي ميگه: ناهار رو من ميارم
تهرونيه ميگه : نوشابه هم رو من ميارم
اصفهونيه ميگه : منم دادشيمو ميارم!!!
فيله و مورچه هه باهم ازدواج ميكنن
فيله ميميره مورچه هه ميگه:
بدبخت شدم حالا بايد تا آخر عمر براش قبر بكنم !!
دو نفر بهم ميرسند.
اولي: از علي چه خبر؟
- علي مرد.
- چه جوري؟
- تريلي رفت رو انگشتش.
- ولي آخه اينكه نبايد منجر به مرگ بشه؟
- آخه وقتي تريلي روي انگشتش رفت, انگشتش توي دماغش بود...!!!
مردي رفيقش رو بعد از مدتها مي بينه و در مورد كار و بارش سئوال ميكنه.
رفيقش بالكنت زبون جواب ميده:
والله ما يييك كاكاكارخونه زديم ولي بعد از يكماه آآآتيش گرفت, و ههههمه اش سوخت.
بعد رفتيم تو خخخريد بوبوبورس بعد از يه يه يه يه هفهفته ۵ ميليون توتوتومن ضضضرر كردم, مرد به رفيقش ميگه:
با اينهمه ضرر خوبه كه سكته نكردي؟
رفيقش جواب ميده: پپپس فكككر كردي دارم اااداي عمه ات رو دددر ميارم؟؟؟!!!!
روزي يه نفر كه زبونش مي گرفته ميره دم دكه سيگارفروشي و ميگه:
- آآآقا بببخشيد سيسيگار دارين؟
صاحب دكه ميگه: نه, نننننداريم.
همون موقع يه نفر ديگه مياد و ميپرسه آقا سيگار دارين؟
صاحب دكه ميگه: نه آقا نداريم.
مرد اولي ناراحت ميشه و يقه فروشنده رو ميگيره و ميگه:
آآآقا دددمت گرم, حاحالا دديگه اااداي منو دددر مياري؟
صاحب دكه ميگه: نه نه جوجون تو اااداي اواونو دددر مي آآآآوردم!!!!!
سلماني از مشتري تازه كه مي خواست ريشش را اصلاح كند, پرسيد:
آيا من تا حالا ريش شما را اصلاح كرده ام؟
- نه آقا, اين جاي زخمها مربوط به زمان جنگ است.....
چند نفر مي رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط هاي راه هي مي گفت: چ چ چ چ .
گروه ميرسه بالاي كوه, مي خواستند چادر بزنند, سرپرست ميگه:
چ چ چادر يادم رفت!!!ميگن اي بابا بايد برگرديم پايين, توي راه برگشت سرپرست همش مي گفته: ش ش ش ش .
خلاصه مي رسند پايين و مي بينند كه چادر نيست.
از هم مي پرسند چادرها كو؟
ميگه ش ش ش شوخي كردم!!!!!
اولي: تو از تبعيد مي ترسي يا حبس ابد يا اعدام؟
دومي: از هيچكدام, من فقط از زنم مي ترسم...!!
آقاي سردبير باز هم اين روزنامه پر از اشتباه چاپيه امروز بيش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.
- جناب مدير اجازه ميدين از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنيم؟؟؟!!!
يه بابايي خونه اش آتيش گرفت, هي ميرفت توي آتيش و برميگشت.
همسايه ها پرسيدند: چرا هي ميري تو و مياي بيرون؟
گفت: براي اينكه مادرزنم توي خونه ست.
پرسيدند: چرا بيرونش نمياري؟
گفت: ميرم تو, هي اين رو اون روش ميكنم, حالا زوده بيارمش بيرون!!!!
- آقا من اومدم خودم رو بيمه كنم.
- بسيار خب در مقابل چه حوادثي مي خواهيد خودتون رو بيمه كنيد؟
- در مقابل مادرزنم
۱ - یک روز یک جوجه تیغی پیش دوستانش نشسته بوده یهو یک دونه کیوی میبینه میگه بچه ها داداشم از سربازی اومد.
۳ - یک روز دو تا موشه ازدواج میکنن ماه عسل میرن فاضلاب
۴ - یک روز یک آقایی داشته راه میرفته خسته اش میشه میدوه
۵ - یک روز یک آقایی میره استخر آهنگ تایتانیک میزارن جو میگیرتش غرق میشه
۶ - یک روز یک مرغ و یک خروس میرن بقالی میگن ببخشید تخم مرغ دارین مرده میگه مگه شما مرغ نیستین میگه چرا ولی ما تو عقدیم
۷ - یک روز یک آقایی سوار آسانسور میشه جو میگیرتش میگه برای سلامتی آقای راننده صلوات
۸ - یک روز یک سوسکی میره تو چاه دستشویی جو میگیرتش دستش رو میبره بالا داد میزنه میگه من و این همه خوش بختی محاله محاله ...
۹ - یک روز یک آقایی یک کارخانه کبریت سازی میزنه بعد از چند روز ور شکست میکنه ازش سوال میکنن آقا علت ور شکستگی شما چه بوده میگه من برای بالا بردن کیفیت کار کبریت ها را قبل از مصرف امتحان میکردم
۱۰ - یک روز یک آقای بسیار خصیصی به همراه خانواده اش از کنار یک روستوران بسیار شیک و مجلل میگزرند بوی خوب غذا دل همشون رو آب میکنه بعد باباهه جو میگرتش میگه اگه بچه های خوبی باشین یک بار دیگه از کنار این رستونران رد میشیم
۱۱ - به یکی میگن اسم کوچک فردوسی چیه میگه میدان
۱۲ - به یکی میگن با اتوبوس جمله بساز میگه اتو بوس کردم لبم سوخت
۱۳ - به یکی میگن یک جمله بگو که آب توش جریان داشته باشه میگه لوله
۱۴ - یک روز به یک گاو میگن بزرگترین آرزوت چیه میگه میگه جلوی نیسان بشینم کنار راننده
۱۵ - به یک نفر میگن فرق هواپیما با کچل چیه میگه کچل که فرق نداره هواپیما هم نکته انحرافی هست .
۱۶ - یک روز یک نفر میره ته چاه میشینه میگن چرا رفتی اونجا میگه میخواهم فکر کنم میگن خوب چرا اونجا میگه خوب می خواهم عمیق فکر کنم
۱۷ - به یکی میگن خیلی آقایی ... میگه ما بیشتر
۱۸ - تمساح میره گدایی میگه به من مارمولک بدبخت کمک کنید
۲۰ - یک روز یک آقایی داشته پرتقال پوست میکنده میگه خدا کنم توش موز باشه
۲۱ - به یکی میگن موز خوردی میگه آره همون که هسته اش خیلی بزرگه
۲۲ - یک روز یک آقایی برف پاکن ماشینش رو میزنه هیبنوتیزم میشه
۲۳ - یک روز یک آقایی رو تخت می خوابه خوابش سنگین بوده تخت میشکنه
۲۴ - یک روز یک آقای خیلی خصیص موبایل میخره صفرش رو قفل میکنه
۲۵ - به یکی میگن میدونی اولین مگس در چه سالی متولد شد میگه آره دو ثانیه بعد از تولد کثافت
۲۶ - یک روز یک خانمی به دوستش میگه این روزها قلبم خیلی درد میکنه دوستش میگه نوار قلب گرفتی میگه نه نوار شجریان گرفتم
۲۷ - یک روز به یک آقایی میگن گیتار بلدی بزنی میگه نه ولی یک برادر دارم اونم بلد نیست بزنه
۲۸ - یک روز یک نفر کارت تلفن میخره فوری میره تا براش پرس کنن
۳۰ - به یکی میگن اگه دنیا رو بهت بدن چی کار میکنی میگه فعلا میخواهم درسم رو ادامه بدم
۳۱ - به یک افغانی میگن اگه یک کامیون پر از شمش طلا بهت بدن چی کارش میکنی میکه ۵۰۰۰ تومان میگیرم خالیش میکنم
۳۲ - یک روز یک آقایی کلیدش رو تو ماشین جا میگزاره تا بره یک کلید ساز بیاره زن و بچه اش دو ساعت تو اتوبوس گیر میکنن
۳۳ - یک روز یک آقایی در یخچال رو باز میکنه یک ژل تو یخچال بوده میلرزه میگه نترس نمیخواهم تو رو بخورم
سير و پياز دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه : برو گم شو ، بوي بدي داري.
پياز و سير با هم دعوا مي کنن، سير به پياز مي گه: حيف که سيرم و الا مي خوردمت.
مورچه هه به تنهايي ۲ تا گندم ور مي داره، ديسک کمر مي گيره. مي خواستن کچلي را ترور کنن، تو سشوارش بمب کار مي ذارن و به شامپوش مواد شيميايي مي ريزن.
سوسکه مست مي کنه و مي ره جلوي دم پايي و مي گه: بزن، ده بزن ديگه لعنتي !!!
*****
مردي مي ره لامپ مهتابي بخره، داخل دکوني مي شه ولي چون نمي دونست چي بگه، مي گه: ببخشين حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدين !!!
*****
اگه حيوونا قرار بود شغلي انتخاب کنن، حتما وال ملوان، گورخر زنداني، لک لک شالي کار، دارکوب نجار، زنبورعسل قناد، بلبل خواننده، کرم ابريشم بافنده، ميمون بندباز و کبوتر پستچي مي شدند.
*****
شفچنكو از مسابقه شهر به شهر شبكه سه بدش ميومده، يه بار زنگ مي زنه به حسيني و مي گه : گوشي رو بدين به حسيني، حسيني گوشي رو ورميداره و مي گه: اسمتون؟ شفچنكو مي گه : ببين داداش، زود بگو هواپيماتو بيارن پايين، حسيني يه خورده ادا در مي آره و مي گه : چرا؟ شفچنكو مي گه: آخه تو هواپيماتون بمب گذاشتيم.
*****
سوسکه با ملخ ازدواج مي کنه، بچه شون پروانه مي شه .
*****
يه بره با مامان و باباش دعوا مي كنه، بعد مي ره سر خيابون و داد مي زنه: دربست كشتاركاه.
*****
يه چيني رو دار مي زنن، مي شه: دارچين.
*****
از فوتباليستي مي پرسن؟ چرا هميشه قبل از زدن گل مي ري حموم؟ يارو مي گه: آخه مي خوام گل هاي تميز بزنم
*****.
گرگه مي ره خونه شنگول، منگول و حبه انگور.
در مي زنه و مي گه: شنگول، منگول، حبه انگور، در رو باز کنين، منم، مادرتون. پينوکيو در رو باز
مي کنه و مي گه: ببخشين از اينجا رفتن.
*****
يه نفر مي افته تو جوب، مردم درش مي آرن، ازش مي پرسن؟ سالمي؟ طرف مي گه: نه، من جاسمم.
*****
يه فيله از دست مادرش فرار مي کرده، يه مورچه هه مي بيندش و بهش مي گه: بيا پشتم قايم شو.
*****
اخي، غضنفر و قوچعلي در بيابون هاي آفريقا گير مي افتن و گرمشون مي شه. براي خنک شدن، قوچعلي مي ره و يه بادبزن درست مي کنه،
غضنفر يه پنکه و اخي يه مي ره و با در ماشين بر مي گرده، بهش مي گن: در ماشين واسه چي؟
مي گه: ميخوام شيشه شو بدم پايين، هوا بي آد
*****
يه روز بامشاد با شورت مي ره تو خيابون، يه بابايي بهش مي گه: چرا با شورت اومدي تو خيابون؟ بامشاد مي گه: وفا داري، وفا داري، به شورت من چيکار داري؟
*****
يه چاه وسط تهرون بوده كه مردم مي افتادن توش و زخمي و زيلي مي شدن بلاخره بعد از سالها شوراي شهر تهرون تصويب مي كنه براي رفاه حال شهروندان در يك قدمي چاه يك بيمارستان با كاملترين تجهيزات تاسيس كنند
جكهاي زير از آقاي شهاب رضوي در تاريخ پنجم مهر ماه سال هشتادو پنج
يه روز يك دختر زشت از دوست پسرش مي پرسه فرق من با خورشيد چيه . پسرمي گه:هر دوتاتون نمي شه مستقيم بهتون نگاه كرد
به تركه ميگن نظر شما راجع به ازدواج فاميلي چيه؟::ميگه : چيز خوبيه , ازدواجاي خونواده ي ما همشون فاميلي فاميلي بودن , مثلا داييم , زن داييمو گرفت , عموم زن عمومو گرفت
يه تهراني براي اينكه براش جوك بسازند ميره داخل كوير قلاب ماهيگيري ميندازه ::بعد ميبينه تركه با قايق موتوري از جلوش رد ميشه
يروز مرغ مير تخم مرغ بخره بهش ميگن زشته شما تخم مرغ بخري ميگه شوهرم گفته به خاطر 50 تومن اندامتو بهم نزن
به يه تركه ميگن اگه تو دريا يه كوسه بهت حمله كرد چي كار ميكني /ميگه ميرم بالاي درخت /ميگن اخه تو درياكه درخت نيست/ميگه :مجبورم ميفهمي مجبور
يه روز از يك داماد كه دوتا كت روي هم پوشيده بود مي پرسند چرا دوتا كت پوشيدي؟::داماد خنده اي مي كنه وميگه: چون عقدوعروسي با همه
از يه دختره ميپر سن چرا/به دوست پسر ميگن بي ف ميگه چون بد بخت و فلك زده ست
زشخصي ميپرسن چرا قرصهايت راسروقت نمي خوري::ميگه مي خواهم ميكروبها راغافلگير كنم
قانون 13 نيوتن ميگه:وقتي ميري دستشويي منتظر جاذبه زمين نباش.زور بزن
يه روز پير زنه تو اتوبوس ميگه ني ناي ناي ناي ني ناي ناي همه دست مي زنند پير زنه دندوناشو از كيفش در مي ياره مي زا ره دهنش مي گه نياوران نگه دار
به يك نفرميگن فرق حادثه وفاجعه چيه....ميگه تويك كشتي مسافري باشي درحال مسافرت يه باره مادرزنت بيفته تواب به اين ميگن حادثه اماوقتي كه يه نجات غريق بره اونوبياره بيرون ميشه فاجعه..///
تهروني در باغ ميوه مي چيد باعبان او را ميبينه در اين موقع تهروني فرار ميكنه ميره زير يك الاغ قايم ميشه و باغبان او را پيدا ميكنه و ميگه زير الاغ چكار ميكني تهروني ميگه من پچه اينم. باغبان ميگه الاغ من نر است تهروني حاضر جواب ميگه از مادرم قهر كرده پيش پدرم امده ام
چون در جوكها جا نشد اينجا نوشتم
تشكر
تركه ميره جنگ فرداش برميكرده بهش ميگن چرا اين قدر زود برگشتي ميگه بابا اينا خيلي خرن تفنگ بازي ميكنن به قصد كشت
يه تركه سوار سمند ميشه مي بينه يه زنه بهش ميگه: لطفا در خودرو را ببنديد.::تركه ميگه: خوب بستم حالا بيا بيرون جيگر
يه گوسفنده ازجلويه قصابي ردميشه ميگه تيكه تيكه كردي دل منو
يه تركه كلي درس ميخونه قاضي ميشه يه پرونده ميزارن جلوش ميگن حكم چيه ميگه خشت
مار ناراحت یه گوشه نشسته بوده . ازش می پرسن چی شده ؟ میگه : یه عمر عاشقش بودم .
تازه فهمیدم شلنگ بوده.
برای او...
سرخی قلب من را سبزینه کرده رفتی
آن گل که تو نمودی از خون دل سیراب
پژمرده گشته اکنون از آن زمان که رفتی
یادش بخیر آنروز لبخند آخر تو
با گونه های سرخت خندیدی و تو رفتی
گفتی که در ره ما مرگ است خط آخر
افسوس از این زمانه مرگ آمد و تو رفتی
چیزی ندارم از تو جز پاره های عکسی
جز خاطرات اشکم در لحظه ای که رفتی
عطر خوش نسیمت بوی بهشت می داد
فردوس خاک پا شد از آن زمان که رفتی
دارم هنوز در یاد آن آخرین کلامت
من مست راه عشقم عاشق شدی و رفتی
پرواز کن پرنده بنگر به اوج هستی
دل را خزان نمودی تو چون بهار رفتی
مهدی در این زمانه دل بستنت هنر نیست
دل را بدان کسی بند میرد اگر تو رفتی
شعر ی برای او
نمي گردد زبانم که بگويم ماجرا چون بود
دريغا درد
هنوز از مرگ او من دلم خون است…
بسي پيغام ها،سوگندها دادم
خدا را با شکسته تر دل و با خسته تر خاطر
نهادم دست هاي خويش چون زنهاريان بر سر
که زنهار،اي خدا،اي داور،اي دادار
تو را هم با تو سوگند،آي
مکن ، مپسندين، مگذار
ببين ، آخر پناه آورده اي زنهار مي خواهد
پس از عمري همين يک آرزو ، يک خواست
همين يک بار مي خواهد
ببين،غمگين دلم با وحشت و با درد مي گريد
خداوندا،به حق هرچه مي دانند
ببين،يک مرد مي گريد…
چه سود اما ، دريغ و درد
در اين تاريک ناي کور بي روزن
در اين شب هاي شوم اختر که قحطستان جاويد است
همه دارايي ما،دولت ما،ورما،چشم چراغ ما
برفت از دست
دريغا آن زیبا روی یار ما
نهان شد، رفت،
از اين نفرين شده مسکين خراب آباد.
دريغا آن نفر مردانه تر از هر چه مردانند،
آن آزاده،آن آزاد
دريغا آن پريشا یارنهان شد در تجير ابرهاي خاک
و اکنون آسمان ها زچشم اختران دور دست شعر
به خاک او نثاري هست،هرشب،پاک
انا لله وانا علیه راجعون
راستی واسه این دوستمم اگه راضی هستید دعا کنید یا حق.
جوک جوک جووووووووووووووووووک
به یه ترکه میگن صبحونه چی می خوری میگه : تـیـلـیـد ، میگن ظهر ناهار چی میخوری میگه : تـیـلـیـد میگن شام چی می خوری میگه : تـیـلـیـد ، میگن اصلا ولش کن اوقات فراغتت رو چیکار می کنی میگه میشینم نون خورد می کنم واسه تـیـلـیـد
طریقه آشنایی با امام جمعهی شهر-
[طرفین به سوی هم دست دراز میکنند.]
- خوشبختم؛ امام جمعه شهر هستم.
- خوشبختم؛ من هم امام پنجشنبه هستم

لطیفه
تاكسيه هفت هشت متر جلوتر واميسته ترياكيه ميگه: لامشب اونجا كه وايشادي مقشدم بود
1.تونميتوني همه دندوناتو با زبونت لمس كني
2. همه ي احمق ها با خواندن حقيقت اول اونو امتحان ميكنن.
3.حقيقت اول يه دروغ بود
4.الان تو لبخند زدي چون يه احمقي
5.به زودي اين جوكو به يه احمق ديگه هم ميگي
تو كه هنوز نيشت بازه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گذشت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.گذشت اون زموني كه اين پايين خبري بود
يه نفر اونقدر به دوست دخترش نامه مينويسه تااخرش دوست دخترش با نامه رسون ازدواج ميكنه
يه روز يه مرده به دوستش ميگه انقلاب به امام حسين بستس.دوستش ميگه خوب چرا قسم مي خوري
بر سر راهت دامی از عشق پهن کردم ولی تو با سرعت رد شدی و گفتی : میگ میگ!!!
به طرف ميگن درد عشق بدتره يادرددندون؟ميگه هنوزتواتوبوس جيشت نگرفته
به ترکه میگن شیری یا روباه میگه مگه خر چشه
يك كشاورز نمونه ايراني با پيوند درخت پسته و زيتون موفق شد درخت پستون را به عمل آورد .!!!
خودكارابي باباش ميميره يه هفته مشكي مينويسه
مي دوني بزرگترين دغدغه كودكان چيه ؟
بزرگترين دغدغه كودكان اينه كه چرا داداش كايكو دستمال قدرتشو تو جيب خودش نمي ذاشت !!!
مهندس كشاورزي با مهندس مكانيكي ازدواج مئ كند و بچه شان مي شود تراكتور.
مردم سرشونو ميگيرن بالا ماهو ببينن نميدونن ماه سرشو گرفته پايين داره اس ام اس ميخونه
يارو اسم بچشو ميزاره رستم ميترسه صداش كنه
ميدوني فرق تو با آهن جيه ؟اهن زنگ ميزنه اما تو يه پيام هم نمي دي
چروك لباتيم بخند فناشيم
به يه نفر ميگن اين علامت چيه(!)ميگه جيش كردن ممنوع حتي يك قطره.
گرگه میره در خونهی شنگول و منگول در میزنه میگه من مادرتونم. پی نوکیو میآد در رو باز میکنه میگه ببخشین از اینجا رفتن
دوصتت دارم با ص صابون تا همه تو كفش بمونن !!!
از طرف ميپرسن:پدرتو دوست داري يا مادرتو؟ميگه مادرتودو تا شانس باهم ازدواج مي كنن بچشون پوچ در مياد
اگه كليد قلبي را نداري قفلش نكن
اگه كسي را دوست داري خردش نكن
اگه خداحافظي در راه است سلام نكن
اگه دستي را گرفتي رهايش نكن
آواز خوش كلاغ تقديم تو باد بوي پشكل الاغ تقديم توباد گويند لحظه ايست ريدن گاو آن لحظه هزاران بار تقديم تو باد
طرف ميره کنسرت ابي ... کنسرت که تموم ميشه هرکي يه چيزي گفت : ابي صداتو ... ابي نفستو .... طرفم جو ميگيرتش بر ميگرده ميگه : ابي دهنتو !!
به طرف ميگن از اينکه همسرت را عزيزم خطاب ميکني چه احساسي داري ؟؟ ميگه احساس گناه !!!!!!!!! ميگن چرا ؟ ميگه آخه اسمش يادم نيست
به ترکه ميگن درو ببند هواي بيرون سرده. ميگه مثلا من درو ببندم هواي بيرون گرم ميشه؟؟به ترگه ميگن شهرتون آثار باستانيم داره ؟؟ ميگه نه ولي قراره بسازن !!
به ترگه ميگن شهرتون آثار باستانيم داره ؟؟ ميگه نه ولي قراره بسازن !!
اصفهانيه به بچش مي گه برو 2تا نون از همسايه بگير بچه مي ره مي ياد مي گه نداد .اصفهانيه مي گه : عجب همسايه خسيسيه برو از يخچال خودمون بيار
به طرف ميگن پاشو سحره. ميگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ ميزنم
طرف داشته احوالپرسي ميکرده ميگه: حالا ما تلفن نداريم شما نبايد يه زنگ به ما بزنيد؟
مادر به بچه اش مي گه:مي دونم موهاي خواهرت را كه كشيدي شيطون گولت زد .بچه مي گه:اره اما لگدي رو كه تو دلش زدم ابتكار خودم بود
يه تهراني به زيدش ميگه دنيا راتو چشمات ميبينم نفر رد ميشه خره من هم گمشده ببين نميبينيش
به طرف مي گن اگه رييس جمهور بشي چكار مي كني؟
ميگه اول از همه دست خودمو تو شركت نفت بند مي كنم
طرف ميره سلموني كارش كه تموم ميشه به آرايشكر ميگه كونت درد نكنه يارو ميگه چرا كونم درد نكنه تركه ميگه چون خوب ريدي تو موهام .
سه شباهت زن با موتورگازى : يكدنده ، بر سر و صدا ، بى ظرفيت.!!
توضیح
- سنگ قبری را دیدم که رویش نوشته شده بود:با مقدمه استاد سعید نفیسی.
- کنارسنگ قبر بزرگی ،سنگ قبر کوچکی دیدم.بعدا معلوم شد که سنگ قبر کوچک،غلطنامه سنگ قبر بزرگ است.
- گدایی مرده بود و روی سنگ قبرش سوراخی به اندازه یک سکه ایجاد کرده بود که رهگذران به او کمک کنند.
- عده ای را در گورستان دیدم که روی سنگ قبری با قلم و چکش کار می کردند پرسیدم شما چه کاره اید و اینجا چه کار می کنید و آنها جواب داد اند که ماموران ثبت احوال هستیم.این مرحوم در زمان حیاتش تقاضای تغییر نام کرده بود، حالا با تقاضای او موافقت شده است.
پس از شنیدن شوخی های شاپور با قبرستان گزیده ای از کاریکلماتورهایش را در ارتباط با این موضوع می خوانیم:
- مرگ مرا به همه چیز امیدوار کرده است.
- مرگم را از چشم تولدم می بینم.
- بر مزار موجودی که به مرگ غیر طبیعی مرده بود،دسته گل کاغذی نهادم.
- خدا سایه مرگ را از زندگی ام کم نکند.
- مرگ در قبر پایکوبی می کرد.
- انسان در طول زندگی اش شانس مردن دارد.
- چون حوصله خودکشی ندارم، زندگی می کنم.
- برای مردن باید یک عمر صبر کرد.
- به مرگ بیشتر از زندگی مدیونم.
- روی پل صراط پوست موز می اندازم.
- تا از عزراییل دستمزد نگیرم خودکشی نمی کنم.
- حاضرم مرگم را بین دوستانم سرشکن کنم.
- روحم هنگام صعود به آسمان جیب جسمم را زد.
- سنگ قبرم به چاپ دهم رسیده است.
- با هفت تیر متصدی آسانسور را مجبور کردم به آسمان هفتم برود.
- به اندازه ای به مرگ امیدوارم که هرگز دست به خودکشی نمی زنم.
- مرگ فرصت نداد بقیه آرزوهایم بر باد رود.
کار از محکم کاری عیب نمی کند."
- چرا توی پوستت چوب پنبه گذاشتی؟
- برای اینکه سلولهایم نتونن بزنن به چاک
"نخوری زمین"
- چرا داری عقبکی می ری؟
- آخه ساعتم جلو رفته دارم می برمش عقب
"دیوانه ... دیوانه"
- ساعت چنده؟
- نمی دونم،ساعت ندارم.
- پس از روی چی می گی یه ساعت دارم در می زنم کسی نمی آد در رو باز کنه؟
ترافیک سنگین باعث زنده نگه داشتن یاد مشاهیر می شود.پیچ رادیو را که باز می کنیم:
- خیابان جلال آل احمد، از پل آزمایش تا پل مدیریت ترافیک سنگین است.
- اتوبان شهید همت ،در مسیر غرب به شرق از خروجی شهید دکتر چمران تا پل شهید عباسپور ترافیک سنگین است.
- ... .
پیشنهاد می کنیم به گوینده اخبار وضعیت ترافیک تا پیشینه و شرح حال موجزی از آن شخصیت بزرگ را برای آشنایی بیشتر مردم با آن شخصیت بعد از خواندن خبر قرائت کند.مثلا بگوید:
- خیابان جلال آل احمد، از پل آزمایش تا پل مدیریت ترافیک سنگین است.جلال آل احمد نویسنده و متفکر معاصر می باشد. از جمله آثار وی می توان مدیر مدرسه،غرب زدگی ،خسی در میقات و سنگی بر گوری را نام برد.
و در این صورت باید هر از مثلا شش ماه یا یک سال نام خیابانها را تغییر داد و نام شخصیت دیگری را بر روی آن نهاد تا حق مطلب برای همه بزرگان عادلانه ادا شود
شعر نو
|
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گريبان است کسی سربرنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را نگه جز پيش پا را ديد نتواند که ره تاريک و لغزان است . وگر دست محبت سوی کس يازی به اکراه آورد دست از بغل بيرون که سرما سخت سوزان است. نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون ابری شود تاريک چو ديوار ايستد در پيش چشمانت نفس کاينست ، پس ديگر چه داری چشم زچشم دوستان دور يا نزديک.
مسيحای جوانمرد من ! ای ترسای پير پيرهن چرکين ! هوا بس ناجوانمردانه سرد است... آی... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای منم ، من ، ميهمان هر شبت ،لولی وش مغموم منم ، من ، سنگ تيپا خورده رنجور منم ، دشنام پست آ فرينش ، نغمه ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم بيا بگشای در، بگشای ، دلتنگم. حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد. تگرگی نيست ، مرگی نيست صدايی گر شنيدی ، صحبت سرما و دندان است.
من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گويی که بيگه شد ، سحرشد ، بامداد آمد؟ فريبت می دهد ، بر آسمان اين سرخی بعد از سحرگه نيست. حريفا ! گوش سرما برده است ، اين يادگار سيلی سرد زمستان است. و قنديل سپهر تلگ ميدان ، مرده يا زنده به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است. حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يکسان است.
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان ، نفس ها ابر ، دلها خسته و غمگين ، درختان اسکلتهای بلور آجين ، زمين دلمرده ، سقف آسمان کوتاه ، غبارآلوده مهر و ماه ، زمستان است... |
|
کاریکلماتور و عکس
ترانه های شاعر دلسوخته ، سوزناک است .
خبرنگار کنجکاو خواست از دنیای پس از مرگ خبر تهیه کند ، از عزرایئل مجوز ورود تهیه کرد.
مرغ عشق ِ فال فروش، دیگر عاشق نبود .
آدم خسته ، فرقی بین مرگ و خواب قائل نیست .
من را دَرک نمی کرد ، به دَرَک فرستادمش .
رفتگر عصبانی ، کارتن خواب های محله را جارو کرد.
پرواز را نمی شناخت ، هر چه بالاتر رفتم در نگاهش کوچکتر شدم .
مدادي که کلفت بنويسه سرشو مي تراشن*
* عينکي که رو چشم نباشه فرصت ديدن نداره*
*پاي ميز محاکمه تو کفش سياستمردا نميره*
به حال موجودی اشک میریزم که می خواهد با زنگ ساعت از خواب غفلت بیدار شود.
*عاشق سکوتی هستم که از فریاد تقاضای پناهندگی میکند.
*عمر هزار پا کفاف بستن بند کفشهایش را نمیدهد.
*مسافر منزوي در جاده متروک سفر میکند.
*گامهایم صدای پایت را نها نمیگذارند.
*عاشق پرنده ای هستم که ازادیش را با آب و دانه معاوضه نمی کند.


بازم جوک!!!!!!!!!!
رشته های ورزشی![]()
تركه ميخواسته خودكشي كنه يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد
ميميره!
از همه دنيا
دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چي بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين
مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته
یه ....... زنگ میزنه رادیو میگه آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: آره میگه یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میشه؟ میگه : خب برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه . میگه : اصغر نون نخر مامانت خریده
خداحافظي آدمهاي فضايي از انوشه انصاري:$%$#%^&@ ترجمش:هي خانوم کجا کجا
توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد
یه ......... رفت تونس
اون یکی رفت نتونس ...!
یه ....... زنگ میزنه رادیو میگه آقا الان صدای من داره پخش میشه؟ مجری میگه: آره میگه یعنی الان صدای من از رادیوی نانوایی هم پخش میشه؟ میگه : خب برادر من هر جا رادیو روشن باشه صدای شما پخش میشه . میگه : اصغر نون نخر مامانت خریده
خداحافظي آدمهاي فضايي از انوشه انصاري:$%$#%^&@ ترجمش:هي خانوم کجا کجا
توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد
یه ......... رفت تونس
اون یکی رفت نتونس ...!
قطعهاي از شاهكار ادبي یک ترک
شب بود و خورشيد به روشني ميدرخشيد، پيرمردي جوان، يكه و تنها با خانوادهاش در سكوت گوشخراش خيابان قدمزنان ايستاده بود
به لره میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون من ناهار خوردم
پسر نوح با بدان بنشست
.
.
حالا برو خونه زندگی شو ببین میگن الگانس خریده !!!
کل کل هرکی شاخه بیاد تو!!!!!
تبریک!!!!
با سلام خدمت همه پرسپولی های گل(
)قبل از
هرچیز جا داره قهرمانیه تیممونو بهتون تبریک بگم
بیچاره ابیا ایشالا اونا هم تیمشون ساله دبگه میره
دسته ۲(مثل صنعت نفت)![]()
.
اما هیچ جای نگرانی نیست من شخصا" بهشون
قول میدم یه هفتاد هشتاد ساله دیگه دوباره میان
تو لیگ
البته اگه تا اون موقع داش علی منصوریان
مرده با شه
. اخه نمیفهمم این نازنین کی میخواد
دست از سر فوتبال که تقریبا" داره مثل کله خودش
میشه بر می داره![]()
در اخر باید بگم(واسه همتون
ارزوی موفقیت دارم ایشالا دماغتون همیشه مثل
دماغ امیر خان چاق وتپل و گوشتی و...باشه![]()
![]()
)
پرسپولیسیا نظر یادتون نره. قابل توجه ابیا(پرسپولیس
سرور استقلاله)
هیچ میدونید؟
" " داریوش کبیر زمانی حکم ران جهان بوده![]()
" " فعالیت مغز انسان در موقع خواب بیشتر از وقتیه که تلویزیون تماشا میکنه![]()
" " فیل تنها حیوانیه که نمی تونه بپره![]()
جووووووووک بخونیدو بخندید
| بهترین آخرین جک های فارسی | |||||||
| اخه بابا این همه جک جدید | |||||||
| به آقاي خوش غيرت مي گن: چند روزه مي بينيم زنت با يه پيكان مي ره بيرون شهر. مي گه: من نمي دونم مردم اين همه بنزيِن رو از كجا ميارن؟! | |||||||
| بچه اصفهاني نمره بيست مي گيره . باباهه مي زنه تو گوشش بهش ميگه : کره خر توکه با 10 هم قبول مي شدي . لازم بود اين همه خودکار مصرف کني ؟ | |||||||
| دوتا ترکه بودن که هر دوتاشون يه جورگاو داشتن , اولي ميگه براي اينکه گاوا اشتباه نشن من دم گاو خودمو مي برم, اما بعد از چند لحظه دم گاو دوم گير ميکنه لاي در وکنده ميشه دوباره اولي ميگه من شاخ گاو خودمو مي شکنم , ولي بعد از چند لحظه دو تا گاو با هم درگير ميشن وشاخ گاو دوم هم ميشکنه يه دفعه دومي ميگه گاو سفيد مال تو گاو سياه مال من!!!!!!!!! | |||||||
| قزوينه عروسيش بود ، توي كارت عروسي مي نويسه : همراه داشتن بچه الزامي است | |||||||
| عیدا آمد | |||||||
| تهرانيه تو حج، پرده كعبه رو گرفته بود مي گفت: خدايا توبه... ديگه براي ترکها جوك نمي سازم! يه دفعه ترکه میزنه رو شونش میگه : داداش قبله از كدوم طرفه؟ تهرانيه داد ميزنه: خدايا! خاطره كه مي تونم تعريف كنم؟ | |||||||
| از ترکه مي پرسند: چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي كنن؟ ميگه: آخه پياده خيلي راهه! | |||||||
| گرگه ميره درِ خونه شنگول ومنگول در ميزنه مادر شنگول ومنگول ميگه برو بچه ها خونه نيستن...گرگه ميگه: نه با خودت كار داشتم؟؟؟ | |||||||
| لره 1 نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ | |||||||
| يارو ميگه : نه آقا من اصلان دبي نرفتم! | |||||||
| لره ميگه : چه جالب اتفاقا من هم تاحالا دبی نرفتم | |||||||
| حتما دونفره دیگه بودن !!!!! | |||||||
| عیدانه | |||||||
| تركه رفت تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود . هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل | |||||||
| ترکه ميره پيش دكتر و مي گه: آقاي دكتر به دادم برس! از صبح تا حالا كمرم راست نمي شه! دكتر با تعجب به سر تا پاي ترکه نگاه مي كنه و مي گه: علتش معلوم است! دكمه يقه پيراهنت را به دكمه شلوارت وصل كردي! | |||||||
| زنه از شوهرش مي پرسه از چيه من بيشتر خوشت مي آد؟ از صورت زيبا و يا هيكل متناسبم؟ مرده يه نگاهي به سر تا پاي زنش مي ندازه و ميگه از اعتماد به نفست!!! | |||||||
| یارو میره تیمارستان می بینه یه نفر رو سرش زغال گذاشته . ازش میپپرسه چیکار میکنی؟ شلوارشو میکشه پایین میگه بفرما قلیون !!!! | |||||||
ردیفاش اینجاس!!!!!!!!!
|
یه روز یه ترکه به جزیره میره ادمخوارها میخان بخورنش فرار میکنه میره بالای درخت. |
| ادمخوارها میگن:بیا پایین ما ادمخواریم.ترکه میگه: به خوردن که رسید آدم شدیم؟ |
|
"ب.م.م" یعنی بزرگترین مقسوم علیه مشترک . حالا "م.ب.ب" یعنی چی؟؟؟ |
| یعنی "مربا بده بابا" |
|
غضنفر ماه رمضان زولوبيا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. يه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبياها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا في الدنيا الحسنه ... کسي به زولوبيا دست نزنه! | |||||||||||||||||||||||||
|




:



















