حرفهای شنیدنی
خاطره
اینم خاطره که محمد گیر داده بود که بزاریم
2 سال پیش بود داشتم از مدرسه به خونه برمیگشتم دوستم رزیتا امرور مسیرش فرق میکردو با من نیومد کوچه مثل همیشه خلوت بود گرمای ظهر بد جوری عذابم میداد توی راه از شمشاد های کنار کوچه برگ میکندم و راه میرفتم صدای یه ماشین تو کوچه به گوشم رسید و نزدیکتر شد اومد نزدکم سرعتشو کم کرد باد کولرش صورتمو خنک کرد سرمو انداختم پایین یه صدایی ازتوش گفت خانوم خانوما سوارنمیشی برسونمت تو دلم به رزیتا و این همه ادم مزاحم لعنت فرستادم بی تفاوت ادامه دادم هم پام اومد
- من تا برم دانشگاه یه 1 ساعتی وقت دارم گرمه سوار شید
اه لا مصب چرا نمرفت تند تر راه رفتم
- ای بابا چقدر ناز میکنی بیا دیگه
اه کفرمو دراورده بود به سنگ جلوی پام لگد زدم
- بابا یه چیز بگو حداقل صداتو بشنوم
دیگه داشت پررو میشد اگه رزیتا بود مثه دیگران اینقدر بی محلش میکردم تا بره ولی اون زمان تنها بودم و کوچه خلوت صداش بد جور رو اعصاب بود
-بابا یه چیز بگو مردیم از خماری
- برو مزاحم نشو بچه پررو برو خونتون
- اول شما میرسونم بعد میرم
- به ادم یه بار حرف میزنند برو گمشو
-ای بابا من که کاری نکردم چرا عصبی میشی
-میری یا حالتو بگیرم؟
- اشکال نداره حال بگیر ببینم چه جوری میگری؟
برگشتم بدون نگاه کردن با تخته شاسیم کوبیدم تو صورش وقتی تخته رو اوردم پایین صورت اش و لاش داداشمو دیدم که بهت زده داشت نگام میکرد بی شعور همیشه تو تقلید صدا تک بود
2 سال پیش بود داشتم از مدرسه به خونه برمیگشتم دوستم رزیتا امرور مسیرش فرق میکردو با من نیومد کوچه مثل همیشه خلوت بود گرمای ظهر بد جوری عذابم میداد توی راه از شمشاد های کنار کوچه برگ میکندم و راه میرفتم صدای یه ماشین تو کوچه به گوشم رسید و نزدیکتر شد اومد نزدکم سرعتشو کم کرد باد کولرش صورتمو خنک کرد سرمو انداختم پایین یه صدایی ازتوش گفت خانوم خانوما سوارنمیشی برسونمت تو دلم به رزیتا و این همه ادم مزاحم لعنت فرستادم بی تفاوت ادامه دادم هم پام اومد
- من تا برم دانشگاه یه 1 ساعتی وقت دارم گرمه سوار شید
اه لا مصب چرا نمرفت تند تر راه رفتم
- ای بابا چقدر ناز میکنی بیا دیگه
اه کفرمو دراورده بود به سنگ جلوی پام لگد زدم
- بابا یه چیز بگو حداقل صداتو بشنوم
دیگه داشت پررو میشد اگه رزیتا بود مثه دیگران اینقدر بی محلش میکردم تا بره ولی اون زمان تنها بودم و کوچه خلوت صداش بد جور رو اعصاب بود
-بابا یه چیز بگو مردیم از خماری
- برو مزاحم نشو بچه پررو برو خونتون
- اول شما میرسونم بعد میرم
- به ادم یه بار حرف میزنند برو گمشو
-ای بابا من که کاری نکردم چرا عصبی میشی
-میری یا حالتو بگیرم؟
- اشکال نداره حال بگیر ببینم چه جوری میگری؟
برگشتم بدون نگاه کردن با تخته شاسیم کوبیدم تو صورش وقتی تخته رو اوردم پایین صورت اش و لاش داداشمو دیدم که بهت زده داشت نگام میکرد بی شعور همیشه تو تقلید صدا تک بود
!! نوشته شده توسط غزال
| 11 PM | پنجشنبه چهارم مهر 1387

